X
تبلیغات
عِزّآباد

 

روضه خوانی در یزد


روضه خوانی در یزد

روضه خوانی یکی از مجالس و آئین هایی است که ریشه در اعتقادات مردم این مرز و بوم دارد. شیعیان ساکن درحسینیه ایران از دیرباز با برپائی محافل و مجالس مختلفی عشق و ارادت خود را به اهل بیت عصمت و طهارت به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ابراز می نمودند که یکی از این مراسم، برپائی مجالس روضه خوانی است و اما درمورد سابقه روضه خوانی و اولین روضه خوانان نقل های متفاوتی ذکرشده است ولی آنچه مشهور و منقول است اولین روضه خوان بر امام حسین علیه السلام جبریل امین بود که روضه عطش حسین را برای حضرت آدم علی نبینا وآله وعلیه السلام خواند و آن حضرت بر سیدالشهدا گریست . اولین روضه خوان بر پیکر بی سر حسین نیز کسی نبود جز اُم المصائب زینب کبری سلام الله علیها و روضه خوان مسجد شام نیز سید الساجدین و زین العابدین علیه السلام بود که یزید و یزدیان را با خطبه خود رسوا کرد و اولین کسی که درکنارتربت آن حضرت به مرثیه سرائی پرداخت جابرابن عبدالله انصاری بود که در روز اربعین به زیارت مولای خویش رفت و با آن آداب مشهور حضرت را زیارت کرد و برسر مزارش به روضه خوانی پرداخت .

روضه خوانی در یزد

روضه خوانی و شرکت درمجلس روضه جزء لاینفک زندگی یک یزدی است و درتمامی ایام سال دراین دیار مجلس روضه خوانی برپاست . ایام خاص محرم و صفر ، فاطمیه ، سالروزشهادت و وفیات معصومین را می توان اوج روضه خوانی دراین دیار دانست که بعضا تعداد مجالسی که درسطح شهر یا روستاها برپاست از هزاران متجاوز می شود . نذورات روضه خوانی و وقفیات آن نیز نشانه توجه خاص یزدی ها به این آیین است . یادبود متوفیان شیعه در یزد از ختم و هفته و چهلم و سال نیز با برپائی مجلس روضه گرامی داشته می شود و وین سبب است که روزی از ایام سال را نمی توان دریزد بیابی که مجلس عزای حسین و مراسم روضه خوانی برپا نباشد

روضه خوانی در یزد

علاوه بر مساجد و تکایا ، یزدی های از دیرباز روضه خوانی درمنزل خود را مایه برکت می دانند و برخی خانه های خود را وقف روضه خوانی کرده اند و عده ای دیگر با نذر کردن ، خود را مقید به برپائی مجلس روضه خوانی سنواتی درمنزل خویش نموده اند

روضه خوانی در یزد

روضه خوانی در برخی از منازل قدیمی یزد سابقه ای افزون بردو قرن دارد مثلا روضه خوانی درخانه ملک ثابت درمحله سرسنگ 230 سال، خانه امام حسینی ها درمحله بازار نو170 ، خانه وقفی درمحله تل 170 ، خانه اصفهانیان درمحله لب خندق و خانه رشتی ها 130 سال قدمت دارد .

روضه خوانی در یزد

حداقل بیش از 20 منزل دیگرنیز درشهر یزد وجود دارد که از نیم تا یک قرن روضه خوانی درآن مداومت دارد .یزدی ها برای روضه خوانی درمنازل خود خیمه حسین را در منازل برپا می کنند و در زیر این خیمه ها به عزاداری می پردازند

روضه خوانی در یزد


زمان روضه ها

یزدی ها روضه را در ساعات مختلف شبانه روز برپا می کنند. 1- برخی از مجالس با اذان و اقامه فریضه صبح آغاز می شود این نوع مجلس بیشتر درمناطق شهری و در بین کسبه و بازاریان رواج داشته و دارد و تا پاسی از روز ادامه می یابد و این گروه از شیعیان روز کاری خود را با شرکت دراین مجالس آغاز می کنند2- مجلس روضه در نیمروز تا نماز ظهرکه بیشتر به برپائی مجالس ختم ، مجالس روضه خوانی در ایام تعطیل ، گرامیداشت مناسبت های شهادت و وفیات مربوط می شود 3- مجلس عصرگاهی تا نماز مغرب نیز در برخی از محلات یزد برپا می شود 4- متداول ترین مجالس روضه خوانی در شامگاهان است که اغلب بعد ازنماز مغرب و عشا آغاز می گردد و تا ساعتی از شب ادامه می یابد این مجلس در بیشتر مناطق و روستاهای این شهر دایر می شود

روضه خوانی در یزد

اعلان مجلس روضه

درقدیم که از امکانات پیشرفته امروزی خبری نبود و بلندگوها و بنرها و وسایل ارتباط جمعی درزندگی مردم جائی نداشت آغاز و اعلان روضه با "ذکرگرفتن " همراه بود بدین منوال که جمعی از افراد درآستانه آغاز اولین جلسه از مجلس روضه بربلندای بام مسجد یا محلی که روضه برپا می شد می رفتند و اشعاری خاص درفضائل و مناقب اهل بیت و حضرت امام حسین (ع) همخوانی می کردند و این اشعار نمادی بود که اهل محل را برای شرکت درمراسم روضه فرا می خواند.

روضه خوانی در یزد

آغاز مجلس روضه

درگذشته روضه ها با چاوشی خوانی و پامنبر خوانی آغاز می شد و عده ای که بیشتر از سادات بودند بدین منظور در دو طرف منبر می نشستند و با توجه به نوع مجلس ، ایام هفته ،مناسبت و... روضه را با اشعار و نوحه هائی درمدح یکی از ائمه یا یکی از اصحاب امام حسین (ع) آغاز می کردند و عملا سمت و سوی روضه منبری ها را مشخص می کردند مثلا اگر پا منبرخوانان مجلس را با نوحه علی اکبر آغاز می کردند روضه خوان ها درآن مجلس از ابتدا تا انتها روضه علی اکبر می خواندند و در فواصل هر سخنران این چاوش خوانان وپامنبری ها بودند که به اصطلاح "دَم" می گرفتند و ذکر مصائب و مناقب را با نوحه خوانی و مرثیه سرایی به منبری بعدی تحویل می دادند و روضه بدین شکل تا پایان ادامه می یافت دربرخی موارد موضوع حالت عکس داشت و مصیبت اولین منبری روضه به عنوان موضوع آن مجلس انتخاب می شد و پا منبری ها براساس آن شکل می گرفت

روضه خوانی در یزد

دربرخی از نقاط استان به این گروه " ذاکر " نیز می گفتند (دوستی می گفت درمحل ما تعداد این گروه به 14 نفر می رسید ) و اغلب پیرترین و مسلط ترین عضو به عنوان "سید الذاکرین " رهبری گروه را به عهده داشت و او بود که مطلع اشعار را مشخص می کرد و درپایان با چاوشی خوانی ودرخواست صلوات برحضرت رسول کاررا به پایان می برد .

روضه خوان ها آخرین شب روضه را به ذکر مصائب بی بی دوسرا فاطمه زهرا سلام الله علیها می پرداختند و ازآن شب به نام شب گرفتن مزد و شب گرفتن حاجت از مادرسادات که صاحب عزای اصلی مجلس هستند یاد می کردند .

توالی و نوبت منبری ها

در مجالس روضه قدیم این کسوت بود که توالی منبری ها را تعیین می کرد و اغلب روحانیون عالم تر و ریش سفید به عنوان آخرین منبری انتخاب می شدند و مجلس با روضه خوانی آنها ختم می شد

روضه خوانی در یزد

ورود به مجالس روضه

اغلب وقتی می خواستی وارد مجلس شوی سیدی زیبا روی که شال سبز و قبای بلندی به تن داشت و دربعضی مواقع صاحب مجلس ، گلاب دان به دست از مستمعین استقبال می کرد و این کار علاوه براینکه فضای روضه را معطر می ساخت ، ذکر صلوات افراد را به همراه داشت و شرکت کنندگان با درود برپیامبر وآل اطهرش وارد مجلس روضه می شدند .

روضه خوانی در یزد

پذیرائی درمجلس روضه

درگذشته متداول ترین پذیرئی روضه ها چای بود و ساقیان و چای ریزها سعی داشتند به محض ورود افراد با یک استکان چای از آنان پذیرائی کنند .قهوه ، انواع حلوا ها ، نوعی نان کلوچه مانند که درنقاط مختلف به نام های متفاوت نامیده می شد نیز درمرتبه های بعدی وجود داشت .

روضه خوانی در یزد

پذیرائی مستمعین با قلیان ، توتون و سیگار نیز دریک مقطع زمانی دریزد رواج داشته است که بحمد الله بعد از انقلاب منسوخ شد . دربرخی مجالس به علت وقفیات خاص ، بعضا میوهای فصل نیز توزیع می شد . امروزه پذیرائی ها متنوع ترشده و درمجالس بعد ازنماز صبح ، با چای و صبحانه ازحاضرین پذیرائی می شود بدین شکل که با نشستن فرد درمجلس یک بشقاب محتوی قرصی نان ، پنبر و خیار یا پیاله ای آش همراه با یک فنجان چای دربرابراو قرارمی دهند وفرد درحالیکه به وعظ واعظ گوش می دهد پذیرائی نیز می شود .

روضه خوانی در یزد

درمجالسی که به ظهر ختم می شود پذیرائی ها علاوه برچای به ناهار نیز می انجامد وناهار روضه امام حسین علیه السلام بیشتر قیمه است و این موضوع در مجالس شامگاهی نیز رسم است و انواع آش ها وخورشت ها و آبگوشت دراین پذیرائی ها دیده می شود .

روضه خوانی در یزد

یزدی ها معتقدند برای برپائی مجلس امام حسین بهترین ها را تدارک کنند و لذا آنچه درتوان دارند برای شکوه مجلس روضه و پذیرائی از عزاداران هزینه می کنند.

هفته خوانی

به غیر از روضه هایی که اغلب بصورت سه ، پنج ، هفت یا ده شب متوالی توسط یک بانی تدارک می شود هفته خوانی نیز دریزد رایج است . دراین نوع روضه خوانی صاحب مجلس، مراسم روضه را در عصر یا شب یک روز خاص از ایام هفته درمنزل خود برپا می کند .این هفته خوانی که گاه چهل هفته ، یک سال ، کمتر یا بیشتر تا محقق شدن نذر بانی ادامه می یابد، دارای یک منبری یا یک مداح و طول آن حداکثریکساعت است . هفته خوانی ها درعصر پنج شنبه ها بیشتر متداول است .

روضه خوانی در یزد

روضه های زنانه

زنهای یزدی نیز به نوبه خود در برپائی مجالس روضه خوانی مشارکت دارند و مجالس روضه خوانی زنانه به وفور درمحلات مختلف به چشم می خورد

روضه خوانی در یزد

دستمال اشک

درگذشته شیعیانی که در مجالس روضه شرکت می کردند هر یک برای خودشان دستمال مخصوصی داشتند که اشک های خود را با آن پاک می کردند و بعضا وصیت می کردند این دستمال را بعد از مرگ درکفن شان قرار دهند تا سندی باشد برعرض ارادت و عزاداری برمظلومیت فرزند فاطمه زهرا سلام الله علیها

روضه خوانی در یزد

مناصب مرتبط با روضه خوانی

یزدی ها خدمت به مجلس امام حسین را افتخاری بزرگ برای خود می دانند و لذا با توجه به رونق مجلس روضه خوانی دریزد گروههای مختلف مردم خود را داوطلب پذیرائی از عزادارن و خدمت درمجلس حضرت اباعبدالله الحسین می نمایند از جفت کردن کفش عزاداران تا چای ریزها ، چای چی ها ، ساقی ها ، گلاب زن ها و دیگر خدمه را می توان درزمره این گروه نام برد . برخی از این مناصب دریزد نسل به نسل در یک خانواده به ارث مانده است .

روضه خوانی در یزد

روضه های دیروز

آنروزها نه از برق خبری بود و نه از سرگرمی های متداول امروزی ، در بسیاری از روستاهای استان ازجمله روستای ما مردم کشاورز بودند و روزها را سخت کارمی کردند و اوقات فراغت آنان به شب ها منحصر می شد روضه ها با غروب آفتاب و اقامه نماز مغرب و عشا آغاز می گشت. روشنائی مجالس بیشتر فانوس ها ، گردسوز ها و چراغ های دستی کم سوئی بود که درگوشه گوشه مجلس سو سو می زد.

درایام تابستان که روضه ها بیشتر درفضای باز برگزار می شد نور ماه به کمک چراغ های نفتی می آمد و فضا ها روشن تربود . خانواده ها به صورت گروهی به روضه می رفتند و بعضا اهالی یک کوچه ، همسایه ها را برای رفتن به روضه همراهی می کردند و کاروانی به راه می افتاد که برخی چراغ به دست راه دیگران را روشن می کردند .

فراموش نمی کنم آن موقع که اولین چراغ توری (پریموس ) به روستا آمد تا مدتها این چراغ درمجالس روضه دست به دست می شد و همه منتظر بودند صاحب چراغ به روضه بیاید و با ورودش این ذکر بلند صلوات بود که بی اختیار ازجمع بلند می شد و فضای تاریک مجلس چون روز روشن می گشت .

پیر و جوان و زن و مرد راهی روضه می شدند تا دراین همایش مذهبی شرکت کنند و در دانشگاه روستا همه درکنارهم سراپا گوش می شدند تا چیز تازه ای را فرا گیرند .بیشترین اطلاعات عمومی و آموخته های مذهبی ما دردوران کودکی و نوجوانی از برکت همین مجالس بود

روضه خوانی در یزد

درروزگار کودکی و نوجوانی ، شب های روضه خوانی ایام بیادماندنی ما بود چرا که درجمع دوستانه ی همسالان دربرنامه های روضه مشارکت فعالی داشتیم و آرزو داشتیم هرگز زمان روضه به پایان نرسد .شب هائی که روضه نبود شب تنهائی ما بود چرا که با غروب آفتاب درتاریکی شب جز خواب اجباری کاردیگری نداشتیم .


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-319.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه ششم دی 1392ساعت 0:19 | توسط : عزآبادی   | 

چرا یزد را حسینیه ایران گفته اند


مناطق مرکزی ایران به سبب شرایط جغرافیائی و مصون بودن از تهاجمات مرزی کمتر دستخوش تحولات وتاخت و تازهای مهاجمان قرارگرفته  و لذا در این خطه از ایران دوستداران اهل بیت و شیعیان مولا علی ابن ابی طالب علیه السلام با آسودگی خیال و مزاحمت کمتری می توانستند این عشق و ارادت را نشان دهند و درایام و مناسبت ها ی گونان اعم از اعیاد و وفیات با برپائی محافل و مجالس مختلف ، فرهنگ غنی تشیع را حفظ و آن را غنای بیشتری بخشند و به  نسل های بعدی خود منتقل کنند .

این عشق و  ارادت یزدی ها به اهل بیت عصمت و طهارت در تمامی رفتار ، گفتار وکردار آنان تجلی داشته و دارد و لذا از دیرباز یزد را به القابی همچون دارالشیعه ، دارالعباده ، دارالمومنین ، دارالسیاده و دارالعلم مفتخرساخته است

 فرهنگ و رسوم ، آئین و مراسم ، وقفیات ، خیرات و مبراتِ رایج دراین شهر ، همگی نمود حاکمیت عقاید شیعیه 12 امامی و شریعت محمدی است و دراین فرهنگ نام "حسین علیه السلام "به عنوان سید و سالار شهیدان ، کشته اشقیا ، مظلوم کربلا، تشنه دشت بلا و72 تن از یاران با وفایش از جایگاه عزیز و منرلت رفیعی برخوردار است .

برای مرد و زن یزدی نام حسین (ع) شاه کلید چشمه اشک ، رمز انقلاب و فغان درونی اوست  و براستی "این حسین است که عالم همه دیوانه اوست " یزدی ها از هرفرصتی برای عرض ارادت به مولای خویش بهره       می جویند . برپائی مجالس روضه خوانی درایام مختلف سال و در ساعات متناوب شبانه روز ، یزد را به مجلس عزای حسین تبدیل کرده است و اغراق نیست اگر بگوئیم شبی از ایام سال را نمی توانی دراین دیار بیابی که مجلس عزای حسین برپا نباشد و روزی از روزها نیست که مردم روز خود را با شرکت در مجلس روضه اغاز نکنند وشام خود را با نذری متبرک امام حسینی به سرانجام نرسانند

در یزد آواها و نواها از فرود آمدن ضربات هماهنگ دست عزاداران برروی سینه ها شکل می گیرد و شعرها با زمزمزمه یا حسین معنا می یابد و جویبارهای جاری از مروریداهای اشک برگونه های عاشقان  روح و جان کویرنشینان را سیراب می کند

وبدین سبب بود که دانشمند خطیر و واعظ شهیر ابران مرحوم حجه الاسلام فلسفی برای اولین باریزد را"حسینه ایران "نامید وتا یزد و یزدی هست این نام برتارک این دیار خواهد درخشید .


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-318.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 22:37 | توسط : عزآبادی   | 

وی چت ارتباط نوپدید امروزی

چند روز پیش با آموزش یکی ازدوستان با فناوری نوین وی چت آشنا شدم (برای آن دسته از عزیزانی که با وی چت آشنائی ندارند مختصر بگویم وی چت نرم افزاری است که درگوشی تلفن همراه نصب می شود و کاربر می تواند پس از اتصال به اینترنت با افراد دیگری که این نرم افزار را درگوشی خود دارند بدون هزینه ، ارتباط کلامی ، متنی وتصویری برقرارکنندبا نصب برنامه  کسانی که به این نرم افزار متصل هستند وشماره آنان دردفتر تلفن شما باشد به شما نشان داده می شود )

گفتگو را با این عزیز آغاز کردم و هنوز قدم های اول کاربود که به یک گروه با نام "آبادیمان  "دعوت شدم  گروه متشکل بود از 15 ، 16 نفرازجوانان محل که برخی در ده بودند ، دیگری دریزد ، آن یکی درکرمان ، سومی در شیراز ، آن عزیز دانشجوی اصفهان والی آخر ولی لحظه به لحظه با هم درارتباط کلامی ، تصویری و متنی بودند

عزیزی از وقایع لحظه ای روستا گزارش می کرد وصدای اذان مأذنه مسجد را به گوش همه می رساند ، دوستی با هم کلاسی خود از درس ومشق می گفت ، بذله گوئی جک می فرستاد والی آخر ،  اندکی گذشت تا فهمیدم البته گروه برای خودش  قوانین ومقرراتی دارد و به این توصیه اسلام عمل شده است که هرجا چند نفر با هم شدید یک نفررا به عنوان رئیس انتخاب کنید این گروه هم برای خودش رئیس ، نایب رئیس ، مسئول روابط ، عضو و...دارد

با ورود وعضویت یک فرد همه به تکاپو می افتند و خیرمقدم ها با اشکال گوناگون آغازمی شود و افراد به هم پیوند می خورند

ساعاتی را با این گروه بودم و احساس می کردم همه این عزیزان درکناردیوار قلعه ابادی جمع هستند و با یکدیگر گفتگو می کنند ودرمباحث شرکت دارند

به یاد آنروزها افتادم ، آن ایام دورتر حتی خبری از برق هم نبود زمستان که ازراه می رسید دیواربلند قلعه بعد از نماز ظهر وعصر میعادگاه پهنا نشینان بود خدا بیامرزد همه گذشتگانی که نسل درنسل  برپهنای دیوار جای می گرفتند وصحبت ها درهمه زمینه ها گل می انداخت که قبلا درموضوع "سابات پاتوق های تابستانی "مفصلا به آن پرداخته ام

شوخی ها پهنا نشینان آن روزها نیز متفاوت بود یکی از شوخی ها ی که افراد مسن با هم داشتند درخصوص نوبت مردن بود آخر آن روزها مردن ها هم سنتی بود واز سرطان ، تصادفات وسکته و... خبری نبود  وبرسر این موضوع با هم شوخی ومناظره وگاه مشاجره می کردند و شوخی هم با این عبارت آغاز می شد  "حالا کلید دست کیه " یعنی نوبت مردن کیست ؟ !!!

بعضی ها که ازمردن می ترسیدند عکس العمل های دیدنی داشتند وآنهایی که بی خیال تر بودند چه شوخی ها که نمی کردند وچه وصیت های طنزی که دراین میانه مطرح نمی شد .

بگذریم ما که کوچکتر بودم کارمان جمع کردن هیزم بود وافرادی هم متخصص روشن کردن آتش ، آفتاب که کم سو تر می شد آتش جان می گرفت وبزرگترها نماز مغرب خوانده یا نخوانده راهی خانه می شدند و ان زمان ، جولان اتش بازی و شیطنت گروه جوان ونوجوان بود

مشتری ها این آتش، گاه تا نیمه شب هم از آن مواظبت می کردند هرچند هرچه از شب می گذشت حلقه  نشینان این جمع گرم کمتر وکمتر می شد

خانه ها خاموش بود ، از تلویزیون ، اینترنت ، چت ، بازی های متداول امروزی خبری نبود . روشنائی خانه به گردسوز بود وآنها که تمولی داشتند لامپا و چراغ پریموس !!!

اگر سرما سوز می کرد بازار دوستان کساد می شد واقامت اجباری درزیر کرسی ها را بدنبال داشت و هنوز ساعتی از شب نگذشته بود که روستا به خواب می رفت وجوانان ونوجوانان در رویاهای شیرین خود خواب اناق های روشن با برق وبخاری می دیدند

اثری از اثار این ارتباطات نبود وکسی هم به فکر ش نمی رسید که با گذشت کمتر ازنیم قرن ، دنیا این گونه پیش برود .

ارتباطات لاک پشتی بود ، از ارسال پیام با چاپار قدیم گرفته تا پیام رسانی های شخصی و نامه رسانی های پست وتلگراف .دراین زمینه ذکریک جریان خالی ازلطف نیست و آن هم درمورد سرعت پیام رسانی  ان روزها ،  آورده اند یکی از بزرگان آبادی می بایست پیام مهمی را برای یکی از صاحب منصبان دریزد که 6 فرسنگ فاصله داشت ارسال کند واز مردم آبادی سوال کرده بود چه کسی می تواند این پیام را درکمترین زمان ببرد وجواب بیاورد .علی حسین زین العابدین امین که بعدها به همین سبب به "علی فلفلی  "شهرت یافت .متقبل این اطلاع رسانی می شود وصبح به یزد می رود و  قبل از غروب افتاب جواب می آورد ورکورد ارتباط آن روز را می شکند و به "فلفلی (زبروزرنگ ) شهره می شود

براستی فلفل امروز کیست ؟ وچگونه باید از این فناوری های نوین بهره برد ؟ آیا دیدارهای  چهره به چهره  ، رفاقت ها بی غل وغش ، نظارت ها بی واسطه ، آموزش ها ساده ، ابزار ها ابتدائی وصدالبته مشکلات  فراوان دیروز را باید فراموشی کرد؟ وجوانان امروزی را از زندگی دیروز بی خبرگذاشت ؟ا

چگونه باید فرهنگ استفاده از این فناوری ها را به فرزندانمان بیاموزیم ؟ وظیفه پدران ومادرانی که خود دراین زمینه آگاهی ندارند چیست ؟

چه کنیم که از دنیای امروز وامکانات آن درست استفاده کنیم وخدای ناخواسته این فناوری آفت جانمان ، زندگیمان وبلای خانمان سوز فرزندانمان نشود ؟


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-317.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه هفدهم آذر 1392ساعت 20:43 | توسط : عزآبادی   | 

آش گندم (آش امام حسینی )


یکی ازانواع نذوراتی که از گذشته دور تاکنون مورد توجه مردم این دیار قرارگرفته "آش گندم " است که آن را  "آش امام حسین " نیز می نامند این آش یکی از کاملترین غذاهایی است که نیاکان ما آن را برگزیده اند شایددسترسی به مواد اولیه و تعامل جمعی درپخت را بتوان ازدلایل این انتخاب دانست .

دراین مقوله بر آنیم مراسم و نحوه پخت این آش را در گذشته ای نه چندان دور مرور کنیم البته بیشتر این آداب و رسوم هم اکنون نیز جاری و ساری است و مردم دیار دارالعباده سعی دارند با حفظ این آداب و رسوم به پخت این آش بپردازند.

a1.jpg

قطعا آش گندم یک آش صدرصد ایرانی است که پخت آن در یزد ویژگیهای خاص خود را دارد یکی ازدوستانی که دوران نوجوانی خود را در هند گذرانده می گفت من آش امام حسینی را دربمبئی هند تناول کرده ام البته این آش توسط ایرانیان مقیم بمبئی پخت شده بود.

هرچند ماه محرم و صفر پخت این آش بیشتر مورد توجه قرارمی گیرد ولی پخت آش گندم منحصر به زمان یا فصل خاصی نیست و در تمام ایام سال با توجه به مناسبت های مختلف مذهبی پخت می شود و از آن به عنوان غذای اصلی درعزاداری ها ، مجالس روضه خوانی و اجتماعات بزرگ استفاده می شود.


گاهی یک نفر برای پخت آش بانی می شد و بعضی ایام پخت آش با مشارکت مالی همگان رقم می خورد مردم محل در هنگام شیوع بیماری و برای شفای بیماران ، ایمنی از شر دشمن ، دفع آفات ، واقع نشدن سرمای بی موقع و سرمازدگی درختان و محصولات و سایر خواسته های جمعی خود به صورت دسته جمعی پخت آش را عهده دارمی شدند و به عبارتی یک نذر جمعی را ادا می کردند.

تعداد دیگ ها درگذشته بستگی به آمار محل و بزرگی و کوچکی دیگ ها داشت قطعا محلاتی که جمعیت بیشتری داشتند شمار دیگ های آش آنان نیز درهرنوبت بیشتر بود.


برای ارزش غذایی آش گندم نیز ذکر این نکته خالی از لطف نیست که دوستی می گفت :آش گندم به مثابه آبگوشتی است که نان را درآن تریت کرده باشند چرا که درپخت این آش ، ابتدا گوشت بره و حبوبات که همان آبگوشت است را می پزند و بعد گندم نیم کوب شده که درحکم نان است را به آن اضافه می کنند و پس از پخته شدن به راحتی سرو می شود .                 

پخت این آش درنقاط مختلف استان با آداب و رسوم خاصی همراه بود ولی همراهی و همکاری عمومی نمود مشترک آن درتمام نقاط استان است.

از چند روز قبل اجاق آش در مسیر اصلی محله یا درکنار مسجد و حسینیه برپا می شد تا مردم درجریان آش پزی قراربگیرند هیزم ، اصلی ترین ماده سوختنی برای پخت آش توسط اهالی تامین می شد و هرکسی برای کسب ثواب خرده هیزمی را به محل آشپزی می آورد .


زنان برای پاک کردن حبوبات به مشارکت می نشستند و نخود ، لوبیا، عدس و گندم را قبل از پخت آب می کردند تا راحتر پخت شود و مردان دیگ ها را یکی پس از دیگری براجاق ها سوار می کردند و آبگیری دیگ ها آغاز می شد.

در قدیم که شبکه آب شهری وجود نداشت جوانان به کمک سقاها ، آب را از آب انبارها بر دوش می کشیدند و دیگ های مسی را یکی ، یکی از آب پر می ساختند.

کار پخت عملا از بعد از ظهر آغاز می شد همیشه عده ای که حاجت داشتند و بیشتر از میان جماعت نسوان بودند خود را برای روشن کردن آتش داوطلب می کردند و مترصد آن بودند که آشپز فرمان روشن کردن زیر دیگ ها را صادر کند.


وقتی آب جوش می آمد نخود و لوبیا و گوشت و پیاز را درون دیگ ها می ریختند تا پخته شود با گذشتن پاسی از شب گندم های نیم کوب را که درآب خیس شده بود به آن اضافه می کردند و آن زمان وقت هم زدن آش فرا می رسید که به آن ˈکمچه زدنˈ می گویند

 

مشارکت های گروههای مختلف مردم دراین مرحله دیدنی و پرشور بود ذکرصلوات ، چاووشی خوانی و عزاداری بر سر دیگ آش مرسوم بود و صد البته کودکان و نوجوانان دیروز خاطرات بیاد ماندنی از شب های آشپزی محل دارند که به نوبه خود شنیدنی است .

وقتی گندم پخته می شد ، عدس را در آخرین نوبت به آن اضافه می کردند و رفته رفته آتش زیر دیگ ها را کم می کردند و دیگ ها را دم می گذاشتند که در محله ما آن را ˈبوچون کردن ˈ می گفتند آش تا صبح درهمین حالت دم می کشید و جا می افتاد.

میزان مواد هردیگ بسته به بزرگی وکوچکی آن در نظر گرفته می شود درمحل ما ازانواع حبوبات برای هردیگ یک تا یک من و نیم برمی داشتند و سه تا چهار من گندم نیم کوب را مهیا می ساختند و گوشت هردیک را حداقل دو من در نظر می گرفتند.

توزیع آش نیز در محلات یزد زمان های مختلفی داشت بعضی محلات قبل از نماز صبح ، بعضی جاها بعد از نماز صبح ، در فلان روستا همزمان با طلوع آفتاب کار توزیع آغاز می شد درقدیم آشپز ها اغلب به خانواده های محله آشنایی داشتند و آش را با توجه به تعداد آمارجمعیت هرخانواده تقسیم می کردند و به قول خودشان خانه شماری می کردند که چه خانواده هایی برای گرفتن آش مراجعه کرده اند و چه کسانی نیامده اند و مواظب بودند کسی از قلم نیفتد.


خوردن آش به ویژه درصبح های زمستان نیز به نوبه خود خاطره انگیز بود آش داغ را در حالی که بخار از آن متصاعد می شد در سینی های گرد و بزرگی می ریختند و همه اعضای خانواده دورتادور آن حلقه می زدند و پدر خانواده با یاد امام حسین ع و نام حسین دعا می خواند و حاجت می طلبید و تناول آش آغاز می گشت .


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-316.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 13:22 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات منخاطرات محرم (اولین روز محرم چگونه گذشت )

بعد از نماز صبح اولین روز محرم مراسم زیارت عاشورا با حضور جمعی از نمازگزاران درمسجد محل برپا شد . این مراسم دراداره محل کارم نیز از ساعت 7 صبح آغاز شد که با مداحی ، سینه زنی و سخنرانی همراه بود و تا ساعت 8 ادامه داشت و با صرف صبحانه به پایان رسید .

ساعت 9 صبح به دعوت مدیر دبستان دهم فروردین به این دبستان دخترانه رفتم دانش آموزان مراسم استقبال از محرم تدارک کرده بودند . مراسمی بود ساده وبی ریا ، دانش آموزا ن با برافراشتن پرچم عزای سید الشهدابا مولای خویش برای حفظ حجاب و اقامه نماز و ادای فریضه امر به معروف ونهی ازمنکر پیمان بستند و درادامه سفره حضرت رقیه (س) را گستراندند

بعد از نماز ظهر و عصر به جمع دانش آموزان دبیرستان پسرانه شاهد شهید رمضانزاده پیوستم مراسم باشکوهی بود که  مسئولان استانی درآن حضورداشتند و با مداحی و مرثیه سرائی همراه بود وآیین برافراشتن پرچم متبرک حضرت امام حسین (ع) درفضائی معنوی برگزارشد و به گستراندن سفره ناهار وصرف قیمه ختم گردید

بعد ازنماز مغرب و عشا راهی مجلس روضه ای  شدم که درمدرسه استثنائی باغچه بان یزد و ازسوی اموزش وپرورش استثنائی برپا شده بود دراین مجلس جمعی از دانش آموزان با نیازهای ویژه به همراه اولیای خود حاضر بودند .معاون آموزش وپرورش استثنائی هدف از برگزاری این مجلس را فراهم آوردن زمینه عزاداری دانش آموزان نابینا ، ناشنوا و معلول دانست وافزود این مجلس چند سالی است که از شب اول تا شب هفتم درآموزشگاه باغچه بان برپا می شود

این مراسم با قرائت زیارت عاشورا آغازشدکه با زبان اشاره برای ناشنویان ترجمه می شد و با سخنرانی روحانیون ادامه یافت

بحث مشترک روضه خوانها درامروز ورود کاروان امام حسین (ع) به صحرای کربلا بود وقتی امام حسین به این سرزمین رسید نام آن را جویا شد نام های مختلف آن را برشمردند تا عاقبت کسی به امام گفت این سرزمین را کربلا هم می نامند تا امام نام کربلا را شنید گفت خیمه ها را برپا کنید .حضرت زینب (س) نیز نزدبرادرآمد وگفت یا حسین این چه سرزمینی است که با ورود به آن تمام غم ها دنیا برمن مسلط شد

بعد از این مراسم سری هم به مسجد محل زدم بچه های هیئتی درحال تمرین بودند .آخرین برنامه هم شرکت درمجلس روضه ای بود که درمنزل یکی از همشهری ها برپا شده بود  


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-315.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 21:12 | توسط : عزآبادی   | 

محرم درحسینیه ایران


http://www.yazdfarda.com/media/news_img/image_79443.jpeg

قسمت دوم ( یزدی های امروز واستقبال ازمحرم)

درنوشته پیشین به آداب و رسوم گذشته یزدی ها در استقبال از ماه محرم اشاره شد و با مروری گذرا نحوه ورود مردم این خطه به ماه محرم مورد بررسی قرارگرفت امروزی ها ، تربیت یافتگان این اسلاف نیکو هم تمام همت خویش را برای برگزاری هرچه باشکوهتر این ایام به کارگمارده اند

همه سعی دارند نام خود را درشمار عزادران و برپا کنندگان خیمه ی عزای اباعبدالله ثبت کنند اینجا دیگر سمت ها و پست ها جایگاهی ندارد و بعبارتی ابلاغ ها لغو می شود بزرگ و کوچک ، ریش سفید و جوان ، نوجوان و میانسال دوشا دوش هم مشارکت دارند از روز های پایانی ذی الحجه خیمه ها یکی ، یکی بالا می رود ، فرش ها پهن می شوند ، در و دیوار رنگ عزا به خود می گیرد و چراغ های سبز و پرچم های سیاه و سرخ درابتدای کوچه ها نشان از آدرس یک مجلس دارد  .شاید کوچه و محله ای را در این دیار نمی توانی پیدا کنی که بدون مجلس باشد .

امروزها استقبال از محرم با راه اندازی کاروان غم همراه شده است که در شب اول در ورودی ها ی شهرها ، محلات و کوی ها شکل می گیرد و به اشکال مختلف با حرکت خودروهای آذین بندی شده ، نواختن سنج ها و طبل های پرسروصدا و بعضا بازسازی قافله کربلا با اسب ها و شترها و همراهی عزادران آغاز و درمسیر محله تا پاسی ازشب ادامه می یابد

دراجتماعاتی که حالت رسمی تری دارند مانند مدارس ، دانش آموزان با برافراشتن پرچم متبرک حسینی به سلک عزادران می پیوندند و از محرم استقبال می کنند   

اعلام مجالس امروزی که شکل متفاوتی نسبت به گذشته دارد عملا فضای شهر را  نیز تغییر می دهد بنرهائی با عنوان مجالس درهر تقاطع و چهارراه و میدان نصب می شود

یزدی ها اغلب صبح ها را با زیارت عاشورا آغازمی کنند و هرجا تعدای از شیعیان باشند اعم از مسجد و محله و مدرسه و اداره و کارخانه و.... مجلس زیارت عاشورا هم هست وجزء لاینفک این زیارت نیز پذیرائی است که با توجه به بضاعت بانی  وفصل متفاوت خواهد بود از نان وپنیر گرفته تا عدسی وانواع آش ها ...

هرچند آماررسمی از تعداد مجالسی که از صبح و ظهر و عصر و شام در جای جای استان یزد برپا می شود دردست نیست ولی به جرأت می توان گفت کوچه و محله و روستا یی را نمی توان یافت که مجلس عزای حسین (ع) درآن دایر نشود

از دیگر رسوم پسندیده ی امروزی ها در برپائی مجالس عزای اباعبدالله (ع) توجه به گذشتگان است .یزدی ها دراین ایام به محلات قدیمی ، روستاها و زادگاه کودکی خود رجوع می کنند تا با یادگذشتگان ونیاکان خود به عزای حسین بنشینند .روستاهای خالی ازسکنه ای در استان یزد  وجود دارد که در طول سال جمعیت آن به عدد انگشتان یک دست نمی رسد ولی دردهه اول محرم هر شب از هزاران عزادار پذیرائی می کند


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-314.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 18:4 | توسط : عزآبادی   | 

محرم درحسنیه ایران

فسمت اول :آیین یزدیها دراستقبال ازمحرم

ازدیرباز مردم دارالعباده با مراسم خاصی از ماه عزای سید وسالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام استقبال می کردند برگزاری مراسم "گاه بنده " با هدف سیاهپوش کردن اماکن مذهبی ، برپائی مراسم "شاخ به شاخ" برای جلب مشارکت مالی مردم در برپائی مجلس عزای سیدالشهداء(ع) و "ذکرگرفتن" به منظور اعلام فرارسیدن ماه محرم  ازجمله مراسمی بود که پدران و مادران ما برای استقبال از این ماه برگزارمی کردند

 و البته از روز های قبل وسایل آرایش بایگانی می شد و سرمه دان ها و سرخ آب ، سفید آب ها دیگر جائی برای خودنمائی نداشتند و دلاک ها (آرایشگرها) عملا کارخود را تعطیل می کردند  پیراهن ها ، چادرها ، چارقدها و سربندهای سیاه از صندوقچه ها بیرون می آمد . در و دیوار، زن و مرد ، کوچک و بزرگ دربرپائی عزای حسین یگرنگ می شدند حتی خم های رنگ رزی نیز درسیاهی غوطه ور می شد . خانه ها همچون مساجد و معابر همچون تکیه ها و بازار و تیمچه ها همچون خیمه ها ، چادر غم برسر می کشیدند و با حلول ماه محرم ، چهره های مردم نیز نمودی از اندوه و ماتم داشت و سفیدی دندان ها درپشت هق هق گریه ها مخفی می شد

 برای " حفظ حرمت ماه محرم" عقد وعروسی ها نیز از رونق می افتاد و کلا تعطیل می شد .حتی اقلیت های دینی زرتشتی نیز دراین عزا با هموطنان مسلمان خود همراه می شدند و علاوه برشرکت درمراسم عزاداری بعضا نذوراتی را نیز تقدیم حضرت ابوالفضل العباس وحضرت امام حسین (ع) می کردند و سعی داشتند تا سرحد ممکن حرمت این ماه را نگه دارند .

روضه ها  بی ریا ، پذیرائی ها ساده و سوگواری ها خالصانه بود پرچم های سبز و سیاه و سرخ که دوزندگان  با عشق و علاقه آن را بافته بودند درگوشه وکنار مجالس به اهتزاز درمی آمد. "گاه بنده "برای خود دارای رسوم ویژه ای بود و افراد این گروه وظیفه سیاهپوش کردن خیمه و خرگاه (حسینیه ها وتکایا) را بعهده داشتند و حتی وفقیاتی نیز برای آن منظور شده بود

از امکانات و تجهیزات امروزی ، بنرها و پوسترهای رنگارنگ ، چسب و رنگ و بست ها خبری نبود از آن جائی که شعربافی و رنگرزی ازدیرباز دریزد رواج داشت برخی از اعضای گروه "گاه بنده" وظیفه داشتند با مراجعه به منازل اهالی کلاف نخ و پارچه و میخ و دیگر مایحتاج آذین بندی را تهیه کنندو این وظیفه را به صورت گروهی و درقالب خواندن اشعاری موزون و غم انگیز انجام می دادند .

"شاخ به شاخ " نیز درهمین راستا بود و اغلب درروز های پایانی ماه ذی الحجه و بعد از فریضه مغرب و عشا برگزارمی شد و گروهی از مردم کوچه به کوچه و خانه به خانه به جمع آوری کمک های مردمی برای برپائی مجالس عزاداری اقدام می کردند و اشعاری نیز دراین زمینه می خواندند که این حقیر آن ها را فراموش کرده ام

همزمان با حلول ماه محرم و با غروب آفتاب "ذکرگرفتن" نشان از آمدن محرم داشت و بعضا از"ذکرگرفتن " برای اعلام مجلس عزای حسین (ع) نیز دربرخی محلات استفاده می شده است .جمعی ازسادات وبزرگان کتف به کتف هم درپشت بام مسجد ویا حسینیه حلقه می زدند ونوا درنوا مرثیه می سرودند و ذکر می گفتند که به گوش مخاطبان آشنا بود و منتظر این آوا ها ونواها بودند و پیام آن را با گوش جان می شنیدند


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-313.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 18:2 | توسط : عزآبادی   | 

لذت برخوردی که ماندگارشد


به ادارات متعددی رفت وآمد داشته ام وبا مسئولان مختلفی برخوردکرده ام ورفتارهای متفاوتی را ازآنان درخاطر دارم که هرکدام جای خود دارد ولی به تازگی برای کاری به شهرداری منطقه یک یزد مراجعه کردم ، موضوع این بود "کوچه ی پشتی منزلمان را تازگی ها آسفالت کرده بودند و اختلاف سطح محل تلاقی آسفالت قدیم و جدید حوضچه ای را پشت ساختمان منزل مسکونی ما ایجادکرده بود که آب های سطحی درآن جمع می شد "

شرح ماجرا و درخواست را همراه با کروکی وآدرس محل نوشتم و برای اخذ دستور راهی  دفتر کارشهردار شدم شهردار با کارشناسان یکی ازحوزه های خود جلسه کاری داشت بنده و چند مراجعه کننده ای که آنجا بودند با چای داغ قند پهلو  پذیرائی شدیم. مسئول دفتر با عذرخواهی قبلی از اینکه امروز روز ملاقات عمومی نیست و شاید معطل شوید نام مرا نیزدرلیست انتظارقرارداد و من هم مشغول مطالعه کتابی شدم که درقفسه ای خاص برای استفاده مراجعان قرارداده بودند چندین صفحه را مطالعه کردم تا جلسه شهردارتمام شد و به داخل راهنمائی شدم

یکی ، دو مرتبه آقای شهردار را درمراسم مختلفی که در مدارس یزد برگزارشده بود ملاقات کرده بودم ولی انتظار نداشتم با این مشغله کاری مرا به یاد داشته باشد . البته درکرامت و بزرگواری سادات ذوی العزّ و الاحترام شکی نیست و ایشان نیز که از ذکاوت معلمی بهره مند هستند رفتاری شایسته را ازخود نشان دادند . به محض  ورود  به استقبالم آمدند و با رویی باز و چهره ای گشاده برخوردشیرینی را بایک همکارفرهنگی خود به یادگارگذاشتند که برای ابد درذهنم ماندگارخواهد بود

دستور نامه را گرفتم و با ایشان خداحافظی کردم . مدت زمان این ملاقات کمتر از 3 دقیقه بود ولی لذت این برخورد برای من همیشگی خواهد بود و هرگز این تکریم ارباب رجوع را فراموش نمی کنم و به معلمانی همچون مهندس کشفی دردیار دارالعباده ودارالعلم یزد افتخار می کنم وبه خود می بالم که یک معلم هستم .

این برخورد شایسته را می ستایم و خود راموظف به انعکاس ، بزرگواری ورفتارستودنی این مسئول گرانقدر می دانم و معتقدم اگر کار من و سایر مراجعان نیز به علت برخی موانع ومحدودیت ها با مشکل روبرو شود ولی لذت برخوردهایی این چنین آن محدودیت ها را تحت الشعاع قرارمی دهد و ارباب رجوع با رضایت از ادارات بازخواهند گشت به امید آنکه مهندس کشفی ها الگوئی عینی باشند برای سایر مسئولان استان یزد ، انشاالله


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-312.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 18:0 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات مننامی متفاوت برای آخرین روز پائیز


آخرین روز پاییز ، روزی که خورشید برای یزدی ها درساعت 06:48:34 طلوع کرد ودرساعت 16:52:24 ازدیدگانشان غروب نمود وبعبارتی روزی با مدت زمان 10 ساعت و3 دقیقه و 50 ثانیه . روزی کوتاه که البته به شبی بلند به نام یلدا ختم می شود . دربرخی ازمحلات یزد کوهتاترین روز سال ، به نام های دیگری نیزنامیده می شد که ازجمله این نام ها می توان به " روز شکمبه شورون " اشاره کرد.

درباره علت نامگذاری روز آخر پاییز به نام روز "شکمبه شورون " اینگونه نقل کرده اند که زنی برای آماده ساختن طبخ "کله وگیپای "شب یلدا که غذای مخصوص این شب است از خانه بیرون شد تا برای شستن وتمیز کردن شکمبه (سیرابی ) به چشمه ویا قنات آبادی برود دربین راه به زنی اززنان ابادی برخورد نموده و صحبت بین آن دو گل انداخت واین دو بانوی خوش صحبت از هردری به درد ودل پرداختند و وقتی به خود آمدند که خورشید غروب کرده بود !!! زین پس این روز ، روز " شکمبه شورون " نیزنامیده شد


درمورد این که این جریان صحت دارد ویا افسانه ای بیش نیست اظهار نظر نمی کنیم وقصد نداریم شیرینی شب یلدای خود را به رنجش آنان تلخ کنیم فقط نقلی بود از خاطرات زیرخاکی اینجانب !

 http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_17652.jpeg


واما از جمله خوردنی های فراموش شده امشب یک غذای سنتی ، چرب وپرانرژی به نام "کله کیپا " بود این غذا که هنوز بعضا درخانواده های روستائی وسنتی پخت می شود ترکیبی است از سرگوسفند به همراه دلمه ای از سیرابی که محتویات آن برنج ، عدس ، آلو ، سبزی وگوشت است . آبگوشت کله را بارمی گذارند وسیرابی ها که به صورت دلمه های هم اندازه ازمواد مذکور دوخته شده را درآن می ریزند و آن روزها کاسه های سفالی آبگوشت که یک عدد "گیپا " همچون جزیره ای درآن خود نمائی می کرد درجلو افراد گذاشته می شد وسفره با رب انار و انواع ترشی تزئین می گشت و دسر آن نیز انارهای ترش وملسی بود که به روی افراد خانواده لبخند می زد
http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_17654.jpeg

http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_17653.jpeg

http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_17655.jpeg



یاد یلداهای دیروز وپدرومادرها ، پدربزرگ ها ومادربزرگ های که دربین ما نیستند به خیر . برای شادی روحشان صلوات والتماس دعا


http://www.yazdfarda.com/media/news_gal/file_17656.jpeg

منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-311.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 20:58 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات منازاماکن عمومی دیروز

ازاماکن عمومی دیروز عزآباد

روستا فاقد شبکه آب لوله کشی بود و مردم آب مصرفی مورد نیاز خود را از قنات ، چاه های "زه" خانگی ، آب انبار ها ، پاکنه ها وپایاب ها تامین می کردند .

قنات عزآباد 4 شبانه روز از میان آبادی می گذشت ونقش مهمی درتامین آب مورد نیاز مردم داشت . آب انبارهای سرحوض ، محله تغاره بند ، خانم جان و علی نقی مهمترین منبع تامین آب آشامیدنی روستا بود

آب انبارهای کوچک دیگری نیز درگوشه وکنار محلات دیده می شد که مردم آن را "اُمباروک" یا "اُنبارک" به معنای آب انبار کوچک می نامیدندکه چند تای آن را من به یاد دارم .

دربیشتر خانه ها نیز چاههای "چل گز" یا چاههای "زه" وجود داشت که مردم از آن آب می کشیدند .

برسرراه قنات هایی که از عزآباد می گذشت نقاطی برای دسترسی مردم تعبیه شده بود که به آن پاکنه یا پایاب می گفتند مثل پاکنه قنات محمد آباد که درروبروی مسجد جامع قرارداشته است

مجموعه سرحوض شامل مسجد ، آب انبار ، غریب خانه و حوض خانه بود.از آنجائی که برسرراه آب قنات عزاباد در میدان اصلی ده حوضی ساخته بودند که آب وارد آن می شد این میدان وبالتبع آن این محله را محله سرحوض می نامیدند .

مسجدسرحوض که بربالای آب انبار بنا شد مسجد است خشت وگلی متشکل از ایوانی میانی با سه سقف تاسکی شکل که درانتها به محراب ختم می شود ودرست بالای محراب بادگیر مسجد بنا شده است دردوطرف ایوان اصلی نیز ایوانهای جانبی قرارگرفته که درب های مسجد از دوطرف دهانه ورودی آب انبار به این ایوان ها باز می شود .

درقسمت جنوبی مسجد نیز یک فضای مسقف دیگری وجود دارد که به مسجد متصل است وبه کوچه ضلع شرقی مسجد راه دارد .

نمای بیرونی مسجد نیز زیبا وازتقارن چشم نوازی برخورداراست .ورودی آب انبار در مرکزکه درگذشته حوض بزرگ آب درجلوی آن قرارداشته ، همراه با کچ کاری های زیبا ویک نورگیر که نور مسجد را تامین می کند وقرارگرفتن دو درب که به قرینه در دوطرف مسجد، امکان دستیابی نمازگزاران را به این فضای مذهبی میسر می سازد نشان از سلیقه سازندگان این بنای ماندگاراست

درضلع شرقی مسجد که امروز خیابان اصلی آبادی قرارگرفته درگذشته بازارچه ای بود که درآن چند مغازه ازجمله مغازه نانوائی قرارداشته است که امروز از این بازارچه ومغازه های آن اثری برجا نمانده است .

درضلع غربی و درست چسبیده به درب ورودی زنانه این مسجد اتاقی قراردارد که درقدیم آن را "غریب خانه" می نامیدند ونقل می کنند اگر درگذشته غریبی به آبادی می آمد ومنزل وماوایی نداشت دراین جا منزل می گرفت .درروزگار کودکی ما از این محل به انبار لوازم ووسایل مسجد استفاده می شد .

بعد از غریب خانه فضای دیگری نیز درامتداد همین میدان وجود داشت که اولین کتابخانه عمومی روستا دردرنیمه دوم دهه 50 درآن تاسیس شد وهم اکنون این فضا نیز تخریب شده است .

دقیقا درگوشه غربی ، یک کوچه به میدان وصل می شد ودرکنارآن حوض خانه مجموعه قرارداشت .حوض خانه دارای دوقسمت بود .یک قسمت که چاه "زه" به همراه تجهیزات آبکشی که همانا یکدستگاه چرخ وچاه ومقداری طناب ودلو بودکه به وسیله آن آب رااز چاه می کشیدند و قسمت دیگر حوضی چند ضلعی که آب را درآن می ریختند تا مردم برای وضوساختن و شستشو از آن استفاده کنند.

بعدها که آب لوله کشی به روستا آمد آب موردنیاز این حوض خانه توسط یک شیرآب که برلب حوض زده بودند تامین می شد.

اگر هم اکنون نیز به این محل سری بزنید حوض خشکیده و چرخ وچاه شکسته این حوض خانه را که از فروریختن سقف درگل نشسته است می توانی ببینی !!


(حوض چندضلعی حوض خانه مجموعه سرحوض )

(چرخ وچاه حوض خانه مجموعه سرحوض )

(نمائی دیگر از میدان سرحوض ، درب غریب خانه ودرنمای دورتر درب حوض خانه دیده می شود) 

(ورودی آب انبار سرحوض ، نورگیری مسجد وگچبری آن درتصویردیده می شود )

نمائی از ضلع شرقی مسجد سرحوض

نمائی از مسجد جدید سرحوض

نمائی ازمیدان سرحوض

نمائی دیگر ازمیدان سرحوض

پشت بام مسجدسرحوض

نمائی از ورودی حوض خانه  درگوشه میدان سرحوض

نمائی دیگر از کوچه منتهی به میدان سرحوض

(مسجد مجموعه سرحوض ایوان میانی وجانبی آن )


(آب انبار مجموعه سرحوض )


(آب انبار مرحومه خانم جان )

(نمایی از مجموعه سرحوض ابتدا قسمت تخریب شده ، درب چوبی غریب خانه ، درب ورودی زنانه ، ورودی آب انبار ودرب دیگر مسجد درتصویر به خوبی نمایان است )



منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-310.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه بیست و یکم آذر 1391ساعت 20:7 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریتصاویری قدیمی ازیک مراسم

محرم عزاباد


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-309.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم آذر 1391ساعت 12:51 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریشب هشتم محرم حسینیه توده عزاباد

محرم عزاباد

25 تصویر ازعزاداری سنتی یارون عزا و جوش حسن وحسین را درادامه ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-308.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم آذر 1391ساعت 22:47 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریشب هشتم محرم حسینیه تغاره بند

محرم عزاباد

13 تصویررادرادامه ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-307.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم آذر 1391ساعت 22:46 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریحسینیه توده شب هفتم محرم

محرم عزاباد

20 تصویر را درادامه ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-306.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم آذر 1391ساعت 22:44 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریشب ششم محرم درحسینیه تغاره بند عزاباد

محرم عزآباد

16 تصویررا درادامه ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-305.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم آذر 1391ساعت 22:43 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریشب پنجم محرم درعزآباد

محرم عزاباد

گزارش تصویری ازمراسم شب پنجم محرم درعزآباد ، عزاداری هیئت عزاداران حسینی شرف آباد درمحله تغاره بند، عزاداری هیئت عزاداران حسینی بندرآباد درحسینیه توده و روضه خوانی ومجلس ترحیم مرحومه رمضانی نژاد درحسینیه توده عزآباد 

مجموعه تصاویر را درادامه مطلب ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-304.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت 15:19 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات منعزاباد ومحرم قسمت دوم : عزاداری ها

محرم وعزاباد

با شروع محرم همه چیز رنگ ماتم داشت گوئی زمین و زمان ، در و دیواروحتی شب و روز نیز با شیعیان درعزای مولای خویش همراه و همنوا شده است . از هرکوی و برزن آوای حسین حسین بلند می شد و فرود آمدن دست ها برسینه ها نیز دلنشین ترین نوای این ایام بودکه تلفیق وترکیب این آوا هاونواها ، چشمه های جوشان اشک را برگونه ها ی اهالی جاری می ساخت .

محرم وعزاباد

عمده برنامه عزاداری روستا از عصر آغار می شد زیرا درطول روز مردم کشاورز بودند و می بایست به کسب معاش بپردازند وصدالبته عاشورا و تاسوعا همه کسب وکارها تعطیل بود وبرنامه ها ی عزا از صبح علی الطلوع آغاز می شد

روضه خوانی ، مرثیه سرائی ، جوش زدن ، شده برداری ، نخل برداری نمودهای عزاداری در روستا ی عزاباد بود که بعضا با تغییراتی هم اکنون نیز ادامه دارد .

الف - روضه خوانی :

روضه خوانی های خانگی ازجمله مجالس این ایام بود که هرکسی به فراخور وسع خویش اقدام به برپائی مجلس عزای حسین علیه السلام درخانه مسکونی خود می نمود که تنها روضه خوانی منزل مرحوم سید حسین حسینی پور معروف به سید حسین آسیابان است که با قدمت افزون بر40 سال هنوز هم ادامه دارد

محرم وعزاباد

سید جمال فرزند مرحوم سیدحسین درمورد روضه خوانی درمنزلشان چنین می گوید این مجلس نه وقف است و نه نذر ، بلکه ارادتی است که پدرمان نسبت به اجدادطاهرینش به ویژه حضرت امام حسین علیه السلام داشته و این مجلس را برپانموده وماهم همچنان این مجلس را بعد از فوت پدر با همین عشق وعلاقه ادامه داده ایم .

به سبب رونق وجمعیت عزاباد قدیم ، هرکدام ازمحلات عزآباد مستقلا برای خود حسینیه یا مسجدی داشته که مجلس روضه خوانی درآن برپا می شده است .حسینیه توده ، حسینیه تغاره بند ، حسینیه وردعلی ، مسجد سرحوض از جمله مهمترین این اماکن است .

محرم وعزاباد

حسینیه محله وردعلی که به گفته یکی از ریش سفیدان درپشت منزل حاج حسین علیرضا وجنب منزل ابراهیم امین قرارداشته نزدیک به نیم قرن است که درزیرشن های روان مدفون شده وجوانان امروزی نیز حتی ازمحل آن نیز خبری ندارند . حسینیه توده نیز براثر همین شن ها روان ،رو به ویرانی نهاد والبته دوباره بازسازی گردید و از محرم پارسال روضه خوانی درآن ازسرگرفته شد ولی در50 ساله گذشته مسجد سرحوض ومجموعه تغاره بند شامل مسجد وحسینیه مهمترین پایگاه مردم برای عزاداری وروضه خوانی ماه محرم بود .

محرم وعزاباد

اگر اندکی زمان را به عقب برگردانیم وبه محرم 57 بازگردیم شروع روضه خوانی عزاباد ازساعت 2 بعدازظهر درمنزل مرحوم سید حسین آسیابان بود و دوساعتی ادامه داشت هنوز روضه منزل سیدحسین به اتمام نرسیده بود که در مسجد محله تغاره بند روضه آغازمی شد واهالی به صورت گروهی وانفرادی به سوی این محل می رفتند بعضی وقت ها مردم با تشکیل هیئت عزاداری از منزل سید حسین آسیابان به محله تغاره بند عزاداری می کردند وپس از اتمام روضه دراین محله همه با جوش زدن وسینه زدن راهی مسجد سرحوض می شدند وانجا روضه خوانی تا پاسی ازشب ادامه داشت .

روضه با هم خوانی "ذاکرین " آغاز می شد ذاکرین که عمدتا از سادات وافرادی خوش صدا بودند دردو طرف چپ وراست منبر می نشستند وبا توجه به موقعیت زمانی ومناسبتی اشعار ومرثیه هایی را همخوانی می کردند .این گروه دارای تشکیلات ومقرراتی نیزبود .محل نشستن هرکس مشخص بود ، درراس گروه ذاکران معمولا مسن ترین فرد به عنوان "سید الذاکرین" رهبری گروه را برعهده داشت و انتخاب نوع شعر ومرثیه ، نحوه اغاز وپایان وچگونگی انتقال شعر از گروه یمین به یسار توسط او مشخص می شد .

یکی از اهالی می گفت درمقطع زمانی قریب 60 سال قبل 14 ذاکر دردو گروه 7 نفره دوطرف منبرهای روضه خوانی درعزاباد حاضر بودند که انشاالله دربخش های بعدی ازآنها یادخواهم کرد

دردهه اول محرم روضه هرروز به یک موضوع خاص اختصاص داشت مثلا روز اول روضه مسلم بود ، روز دوم روزه ورود امام به کربلا ، روزسوم روضه حر می خواندندوالی آخر ...

اگر روحانی دور و زود می آمد این وظیفه گروه ذاکرین بود که مجلس را گرم نگه دارد دراین فرصت ها ذاکرین به نوحه خوانی می پرداختند ومردم را با سینه زنی وجوش زدن درعزاداری مشارکت می دادند.

عزاباد به علت شرایط ویژه فرهنگی از روحانیون متعددی بهره مند بوده که اغلب این افراد از جایگاه علمی قابل قبولی برخورداربودندکه دربخش خادمان حسینی بیشتر درباره آنان خواهم گفت .

روضه های این ایام معمولا بین دو تا سه ساعت طول می کشید وبا برپائی مراسم سنتی "یارون عزا "به پایان می رسید .

ادامه دارد
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-303.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 17:14 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات منارادتی که جاودانه است

روضه خوانی منزل سید حسین آسیابان با گزارش تصویری مربوط به 15 سال قبل

مرحوم سید حسین حسینی پور معروف به آسیابان  فرزند مرحوم سیدعلی از ارادتمندان به جد اطهرش حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود

او نزدیک به 60 سال پبش پخت اش امام حسینی را درروز عاشورا دراین روستا اغاز کرد و از سال 1350 هجری شمسی خیمه عزای حسین علیه السلام وروضه خوانی را درمنزل خود برپا نمود .

این مجلس که هم اکنون افزون بر41 سال ازقدمت آن می گذرداز شب اول محرم اغاز وتا شب عاشورای حسینی ادامه دارد و همواره  یکی از پررونق ترین مجالس روضه خوانی دردهه اول محرم به شمارمی رود .

روضه خوانی درمنزل سید حسین آسیابان عزآبادی

مرحوم سید حسین حسینی پور معروف به آسیابان

 

عزاداری هیات عزاباد درعصر تاسوعا ، نوحه حضرت عباس وبه قول خودمان جوش ابوالفضل یکی از ریباترین جلوه های عزاداری حسینی درعزاباد به شمارمی رود

سید جمال فرزند مرحوم سیدحسین می گوید این مجلس نه وقف است ونه نذر ، بلکه ارادتی است که پدرمان نسبت به اجدادطاهرینش به ویژه  حضرت امام حسین علیه السلام داشته و این مجلس را برپانموده وماهم همچنان این مجلس را بعد از فوت پدر با همین عشق وعلاقه ادامه داده ایم .

سیدجمال حسینی پور "شهرت اسیابان "را ناشی ازمهارت پدروجدش درکار مرمت ، بازسازی واداره اسیاب های آبی می داند

وی افزود جدم مرحوم سید علی نیز درهمین حرفه ودرحالی که مشغول مرمت اسیاب آبی تفت بود دچارسانحه شد ه وبه رحمت الهی رفته است .

گزارش تصویری رادرادامه مطلب ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-302.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 17:50 | توسط : عزآبادی   | 

ازهردریبرج قلعه تاریخی عزاباد رو به ویرانی است

آثارتاریخی عزاباد

هرچند میراث فرهنگی نیم نگاهی به آثار این روستا داشته است وکار مرمت بادگیر مجموعه سرحوض و تعمیر وبازسازی مسجد محله تغاره بند امسال انجام شده است ولی اصلی ترین برج قلعه تاریخی عزاباد که درضلع شرقی میدان اصلی ابادی قرارگرفته درحال تخریب است .این برج یکی از 8 برج این قلعه قدیمی است که به علت موقعیت استقرار ، چشم انداز زیبائی به میدان اصلی روستا داده است .

ازسوی دیگر هرچند بی توجهی به ساختمان های داخلی این میراث کهن انها را به خرابی کشانده است ولی حصار بلند به همراه برج های کنکره دار که همچون گوشواره ای این چهار ضلعی را به هم متصل نموده هنوز از دور خود نمائی می کند

همچنین آب انبار مرحومه خانم جان درپیچ سرخرک نیز از این خرابی درامان نبوده واگر هرچه زودتر فکری به حال آن نشود این یادگار آن بانوی خیر نیز ، همچون بانی نیکوکارآن از صحنه عزاباد خواهد رفت .

امید است اداره میراث فرهنگی ، صنایع دستی وگردشگری استان یزد تا دیر نشده قدمی پیش نهد تا کار به افسوس واما واگر نرسد

تصاویررادرادامه ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-301.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 21:52 | توسط : عزآبادی   | 

ازهردریمعرفی یک مسجد درعزاباد

مسجد رفیع درمحله تغاره بند

شاید نام این مسجد برای خیلی از عزابادی ها آشنا نباشد ولی اگر گذرتان به محله تغار ودرخیابان پشت حسینیه این محله داشته باشید این مسجد بازسازی شده با تابلوئی تحت عنوان " مسجد علیبمان قصاب " درسرپیچ آن خود نمائی می کند .

مسجد علیبمان قصاب عزاباد

حیاط مسجد فضائی است قریب 60 متر مربع که دریک سوی آن قسمت اندرونی مسجد به ابعاد 6 در 7 مترقرارگرفته ودرقسمت مقابل سرویس بهداشتی وانبار مسجد جای گرفته است .

دردرون مسجد زبلوئی است که برآن چنین نگاشته اند "وقف نمود اقای 84 قصاب عزابادی این فرد زیلو برمسجد جنب خانه خودش مشهور به مسجد رفیع مشروط به انکه ( ازمسجد بیرون نبرند) سنه 1330

مسجد علیبمان قصاب عزاباد

مسجد به زیبائی سفید کاری شده وبر سقف تزئین شده آن دو عدد پنکه نصب گردیده ومنبر فلزی ، یک گنجه کوچک با پنجره هایی درضلع شمالی و غربی درآن خود نمائی می کند .

مسجد علیبمان قصاب عزاباد

بر سنگ نوشته داخل مسجد چنین نگاشته اند " بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی انما یعمر مسجد الله من امن بالله والیوم الاخر. مساجد خدارا تنها کسانی اباد می کنند که به خداوروز قیامت ایمان دارند مسجد علیبمان قصاب درسال 1386 هجری شمسی توسط خدیجه مزیدی فرزند یدالله زینل از نوادگان آن مرحوم بازسازی گردیده امید انکه مورد رضایت حق تعالی قرارگیرد وذخیره عالم آخرت باشد .

مسجد علیبمان قصاب عزاباد

گفتنی است مرحوم علیبمان قصاب دارای چندین دختر بوده که ازجمله این دختران تنها صغری زوجه سید هاشم موسوی (حوضی) درقید حیات است

اضافه می نماید این مسجد از مساجد کوچک محلی به شمار می رود که نظیر ان دردیگر محلات عزاباد هم دیده می شود

رحمت خدا بربانیان وبرپا کنندگان این مسجد باد


مسجد علیبمان قصاب عزاباد



منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-300.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 21:50 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات منآداب ورسوم استقبال ازمحرم درعزاباد

اداب ورسوم محرم درعزاباد

محرم تجلی عشق شیعیان به سید و سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و72 تن ازیاران با وفای اوست

آن حسینی که برای زنده نگاه داشتن دین جدش از همه چیز خود گذشت و از کودک شش ماه تا پیرمرد 70 ساله را به مسلخ گاه عشق برد تا در راه معبود خویش قربانی کند .

آن حسینی که فرمود" ان کان دین محمد لم یستقم الابقتلی فیاسیوف خذینی " اگر دین جدم جز با گشته شدن من باقی نمی ماند پس ای شمشیرها مرا در برگیرید

آن حسینی که سید الشهدا ، غریب الغربا ، قتيل العبرات، ابوالشهداء، ابوالمجاهدين ، سريع العبره و مظلوم الامه بود و با قیام و شهادت در راه خدا " ثارلله "نام گرفت و در تاریخ جاودانه شد .

و محرم یادآور این مظلومیت ،غربت ، تنهائی ، فداکاری ، رشادت ، جانبازی ، جانفشانی ، ایثار و از خودگذشتگی است . و شیعیان دوستداراهل بیت در هرگوشه و کنار جهان و درهرشرایط و احوالی که باشند ایام محرم را ازیاد نمی برند .

گوئی آسمان و زمین نیز به عزای حسین می نشینید و زمین و زمان یکپارچه پرده غم برسر می کشد . دل ها همه حسینی می شود و زبان ها به ذکر حسین غنچه می گردد.

ما شیعیان از آن زمان که دست چپ و خود را شناختیم ویا نه از آن زمان که ازسینه مادرانمان شیر خوردن را آغازکردیم ، شور وشوق حسینی را در اشک چشم مادرانمان دیدیم وآن قطرات اشک را که باشیر مادرمان مخلوط شده بود نوشیدیم تا نام حسین و یاد حسین را از تولد تا مرگ به همراه داشته باشیم .

محرم یک جریان زنده اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و عقیدتی است که با رسوم و سننی همراه است که در اغلب مناطق ایران شباهتی نزدیک به هم دارد که دراینجا به ذکر پاره ای ازرسوم مربوط به محرم ازگذشته و تا به امروز درعزآباد می پردازم . امید است این قدم موجب زنده نگاه داشتن این رسوم و تجدید رسوم ازیاد رفته شود .

قسمت اول :استقبال از محرم

الف : زنان و محرم

استقبال از محرم درعزاباد قدیم و درگروههای مختلف مردم به صورت های خاصی بروز و ظهور می یافت .درگروه بانوان رسم براین بود که بعد از حنا بندان عید غدیرخم ، زنان وسایل آرایش را بایگانی می کردند ، اصلاح سروصورت ، حنا بستن و حتی آرایش های جزئی که در چهره نمود می یافت به مدت دو ماه تعطیل بود حتی برخی ها این حرمت را تا پایان روز هشتم ماه ربیع الاول که سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام بود ادامه می دادند.و از روز نهم که روز تاج گذاری صاحب الامر حضرت مهدی (عج) بود مجوز حنا بندان صادرمی گشت . آن روزها چادرمشکی به شکل امروزی مرسوم نبود ، چارقدهای سیاه و پیراهن های مشکی درزنان ، وپوشش های مشابه با سربندهای سیاه ، سروتن مردان را می پوشاند .

اداب ورسوم محرم درعزاباد

بساط مراسم عقد و ازدواج دردوماه محرم وصفر به کلی برچیده می شد وکسی به قرائت صیغه عقد دراین دو ماه تن درنمی داد چه رسد به برپائی مراسم ازدواج .

ب: پوشش مردان

لباس مردان بیشتر پارچه ای کیسه مانند بود که یقه ای ایستاده و سه دکمه درجلو داشت و سرخود ر ا با دستاری سیاه می پوشاندند.البته درفصول مختلف سال با توجه به وضعیت خانوادگی افراد، این پوشش ها متفاوت بود ولی آنچه دراین نوشته آمده پوشش عمومی مردم است

محرم درراه بود و همه چیز بیانگر غم و اندوه و مصیبت ، نمی دانم چرا چشم وگوش مردمان آن روز بینا تر وشنوا تر از مردمان امروز بود .حتی فاصله ها نیز برای آنان معنائی نداشت آنان چنان ازواقعه محرم می گفتند که گوئی این اتفاق همین دیروز افتاده است . چنان از ابوالفضل وعون وجعفر وعبدالله ومسلم ورباب وسکینه و علی اصغر می خواندندکه گوئی فریاد مظلومیت ارباب بی کفن ، ناله کودکان یتیم ، ضجه اطفال تشنه ، شیون مادران داغدار کربلا را به گوش خود شنیده اند .

اداب ورسوم محرم درعزاباد

ج:گاه بنده ورسم شاخ به شاخ

حال که مردم سیاهپوش شده بودند .می بایست مساجد وتکایا و سایر اماکن مذهبی نیز سیاهپوش شود .آنروزها پارچه مشکی و بنر و عکس و پوستر و علم وکتل و...سایر نوشتارها و وسایل تبلیغاتی امروزی وجود نداشت و عزاداران عمدتا با نوعی پارچه که اصطلاحا به آن "کارِسیاه " می گفتند مساجد وتکایا را می بستند و همه مردم نیز دراین امر مشارکت داشتند .راه اندازی دسته های جمع آوری کمک های مردمی درسنت "شاخ به شاخ "یکی از این رسوم بود .

گروهایی که اصطلاحا به آنها "گاه بنده "می گفتند متولی جمع آوری وتزئین تکایا بودند .این گروه چند روز قبل از محرم و البته بعد از نمازمغرب و عشا درکوچه ها می چرخیدند و درضمن خواندن اشعار غم انگیز و نوحه گونه از مردم تقاضای کمک می کردند .کمک ها شامل انواع و اقسام وسایل و ملزومات برپائی مجلس عزا وآذین بندی مجالس اعم از زغال ، هیزم ، قند ، چای ، نخ ، کلاف وپارچه های سیاه وسبزوقرمزو... بود .

برای گروه "گاه بنده "درعزاباد ما وفقیاتی نیز وجود داشته است واین نشان ازاهمیت این موضوع درنزد نیاکان این آبادی است که متاسفانه به علت افول کشاورزی وعدم ثبت این مکان ها کمتر اطلاعاتی از وقفیات گاه بندی دردست می باشد . وصد البته عضویت دراین گروه به سادگی امکان نداشت ویک افتخار خانوادگی محسوب می شد .

اداب ورسوم محرم درعزاباد

تزئینات امروزی حسینیه تغاره بند درعزاباد

د: نخل بندی

نخل بندان نیز زیرمجموعه گروههای "گاه بندی " به حساب می آمدند وآنان وظیفه تزئین نخل را به عهده داشتند ریش سفید و بزرگتر این گروه که اغلب ازسادات بودند به کمک سایر اعضا که آنها نیز بیشتراز یک خانواده ویا طابفه بودند کارنخل بندی را ازصبحگاهان آغاز می کردند .

درابتدا با طنابی محکم و بلند درداخل ومیانه نخل تمام قسمت های نخل را به هم محکم می کردند وسپس آینه ها یکی ، یکی و بادقت و صبر و حوصله برضلع جلوئی نخل استوارمی شد وآنگاه پوش یا چادردوخته ای که تمام نخل را می پوشند این سازه چوبی را فرا می گرفت . وآنگاه پرچم های سیاه ، انواع زنگ ها وعلم های مزین به یا حسین برقسمت های مختلف نخل نصب می شد .

اداب ورسوم محرم درعزاباد

آینه ها را نیز مردم به نخل بندی اهدا می کردند و نذرکردن آینه بخت برای نخل امام حسین (ع) نیز ازجمله رسومی بود که زنان برای گرفتن حاجات خود انجام می دادند .

آنچه ازکودکی به یادم مانده وجود شمارزیادی انواع زنگ های چند طبقه مسی که یکی ازآنها شاید وزنی افزون بر12 کیلو داشت ، انواع سنج ها ، انواع شمشیرها ی مسی با غلاف برنجی ، انواع کف دست ها ، سرپرچم ها ، گل های چند پر فلزی و... که بیشتر درتزئین نخل ازآنها استفاده می شد واکنون اثری ازآنها نیست

اداب ورسوم محرم درعزاباد

درزمان نخل بستن افرادی مانند چاووش ها ونوحه خوانها نیز درمحل حضور داشتند و به سرودن نغمه های عاشورائی می پرداختند تا دل نازک تر ازگل آنانی که آمده بودند تا با حضور ومشارکت دراین جمع به حاجت خود برسند را کربلائی کنند وگفتن یک یاحسین کافی بود تا ناله های این افراد را بلند و مروریدهای اشک را برگونه هایشان جاری سازد .

پذیرائی از نخل بندان و سایرگروههای گاه بنده نیز درعزاباد معمول بود .تهیه چای ، شربت وناهار آنان نیز از محل موقوفات و یا نذورات تامین می شد و عصرگاهان همگی برگرد نخل می خواند " حسین غریب کربلاست ، حسین شهید کربلاست"

ه:شدّه بندی

"شدّه بندی" نیز درعزاباد رواج داشت که هم اکنون به کمترین حد خود رسیده است .شّده نیز یک سازه چوبی به شکل یک بیرق بود که با پارچه های رنگی تزئین می شد وجوانان آن را درجلو دسته جات عزادار حمل می کردند

اداب ورسوم محرم درعزاباد

شدّه بندی نیز آیین مخصوص به خود داشت والبته بهتر است آن را شدّه دوزی بنامیم که این کارتوسط بانوان انجام می شد .خانواده هائی که نذر شدّه دوزی داشتند بانوان فامیل را به مشارکت دعوت می کردند وکارشده دوزی انجام می شد واین کارنیز به مجلس عزای حسین تبدیل می شد وبانوان عزادار، شده را با اشک چشم وسوز دل می دوختند وحاجات خود را از باب الحوائج درخواست می کردند .

می گویند درگذشته ای نه چندان دور افزون بر20 شدّه درعزاباد دوخته می شده ولی هم اکنون سه مورد آن برجای مانده که البته دوخت آن درگذشته انجام شده است .وآن شده ها همچنان نگه داری می شود. شدّه مرحوم بی بی فاطی سید جعفر درخانه حاج حسین علیرضا ، شدّه مرحوم حاج محمد راعی (حاجی قصاب) وشده مرحومه سکینه رضا ازجمله این شدّه هاست.

و: امربه معروفونهی ازمنکر

حضرت امام حسین علیه السلام مهمترین هدف از قیام خوبش را این گونه بیان می فرماید «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب» يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»

پیشینیان ما درهمه زمینه های اجتماعی ، اعتقادی ومذهبی خودپای بند بودند توجه به امربه معروف ونهی ازمنکر در مراودات آنان ودرزندگی اجتماعی این شیعیان به خوبی نمود داشت و همواره یکدیگر را به خیر دعوت می کردند وازمنکر برحذرمی داشتند ودراین ایام این سنت الهی و هدف قیام حسینی مورد توجه ویژه قرارمی گرفت . و روح حسینی درجامعه حکم فرما می شد

شیعیان سعی داشتند خود را نزدیک تر وشبیه تر به اولیای خود کنند ولذا بسیاری از بی توجهی ها درماه محرم جایگاهی نداشت ، تمام حواس ها جمع بود که منکری واقع نشود و همه و همه دریک نظارت اجتماعی همدیگر را ازگناه بازمی داشتند و به بررعایت معروف ها تاکید می کردند .

ز: اعلان ماه عزا با "صلات کشیدن "و"ذکرگفتن"

یکی از رسوم عزابادی های قدیم دراعلان اخبار مهم ازجمله رسیدن ماه محرم ، اعلان برپائی مجلس عزای حسین ، برپائی نماز میت و فوت سید یا بزرگی ازاهالی ، رسیدن عید فطر ، و.. اصطلاحا "صلات " می کشیدند و"ذکر"می گفتند .که البته اشعار وذکرهای هرکدام از این مراسم با یکدیگر متفاوت بود

درشب اول محرم نیز برای اعلان ماه عزای حسین علیه السلام ذکر می گرفتند .بدین منظور جمعی بربالای پشت بام مسجد یا بلندترین تکیه حسینیه می رفتند وبا خواندن اشعاری خاص فرارسیدن ماه محرم واغاز برپائی مجلس عزای حسین را اعلام می کردند .

ح: تعهد به حضور درزادگاه

شاید این رسم درتمامی محلات استان عمومیت داشته باشد وشیعیان یزدی حتی آنانی که درمحلات یزد جابجا شده اند و یا آنانی که به خارج ازاستان رفته اند خود را ملزم می دانند درایام محرم و بویژه درتاسوعا و عاشورای حسینی به محله قدیمی وموطن اولیه خویش بازگردند تا درجمع عشیره ونزدیکان خود این غم بزرگ را به عزا بنشینند و ازاین روست که عزاباد هم درایام محرم پذیرای عزیزانی است که زادگاه نیاکان خود را رونق می بخشند


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-299.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 21:6 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریصدای پای محرم (قسمت ششم- قربانی - گزارش تصویری)

عزاباد -قربانی درمحرم


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-298.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 9:58 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریصدای پای محرم (قسمت پنجم- پذیرائی - گزارش تصویری)

عزاباد - پذیرائی محرم


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-297.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 9:47 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریصدای پای محرم (قسمت چهارم- پخت پز - گزارش تصویری)

صدای پای محرم (قسمت چهارم- پخت پز - گزارش تصویری)

21 تصویررادرادامه مطلب ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-296.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 21:21 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریصدای پای محرم (قسمت سوم- آذین بندی نخل - گزارش تصویری)

آذین بندی نخل درعزاباد

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ؟

تصاویر نخل بندی رادرادامه ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-295.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 9:39 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریصدای پای محرم (قسمت دوم- کودکان و محرم -گزارش تصویری)

عزآبادومحرم - نقش کودکان ونوجوانان

20 عکس درادامه مطلب ببینید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-294.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 18:35 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریصدای پای محرم (قسمت اول - انان که رفتند - گزارش تصویری)

 درنظردارم به منظور امادگی برای ورود به ماه محرم هر روز مطالبی را مرتبط با ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام منتشر نمایم دراولین قسمت این سری ازمطالب تصاویر کسانی که سال های قبل درمراسم ومناسبت های عزاباد بودند واکنون به رحمت الهی رفته اند را برای شما گذاشته ام .این تصاویر مربوط به مجموعه آثار ارشیو تصویری اینجانب است و لذا چنانچه عزآبادی ها تصاویری از حضور گذشتگان خود درمراسم ومناسبت ها را دراختیاردارند ومایلند این تصاویر  منتشر شود برای ما ارسال کنند

(20 تصویر درادامه ببینید)

raft3.jpg


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-293.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 17:5 | توسط : عزآبادی   | 

خاطرات منعزآباد وعید غدیرخم



عید غدیر خم از دیرباز درنزد شیعیان از اهمیت وجایگاه ویژه ای برخورداربوده است . سالروز انتصاب مولاعلی علیه السلام به ولایت مسلمین وجانشینی ختم رسل حضرت محمد ابن عبدالله صلوات الله علیه واله و روز" اکمال دین واتمام نعمت الهی "این روز را درنزد شیعیان به یک روز ماندگار وجاودان مبدل ساخته است و همواره مسلمانان شیعه با برنامه های متنوعی این روز را عید می گرفته ومی گیرند وبرای این روز آداب ورسوم خاصی را درنظرگرفته اند . وبراستی «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی این ابی طالب واولاده  علیهم السلام» درعزاباد قدیم "غدیر "تجلی عشق به مولای متقیان ، زهرای مرضیه (س) ، امام حسن (ع) ، امام حسین (ع) وسایر ائمه معصومین علیهم السلام بود وبالتبع آن سادات نیز مورد تجلیل، تکریم وتعظیم  سایر گروه های مردمی قرارمی گرفتند .از این رو دراصطلاح عمومی از عید غدیر خم به عید مرتضی علی و عید سادات نیز یاد می کردند . حنا بندان ، دید وبازدید ،  عیدی دادن ، ولیمه ، نذری وگستراندن سفره های خانوادگی جزو لاینفک عید غدیر درعزاباد بود .مولود خوانی ، مدیحه سرائی ، اجتماعات شادمانه بر سر دیگ نذری رامی توان ازدیگر برنامه های این روز درعزاباد نام برد . اگر به تاریخ گذشتگان این آبادی دقت بیشتری داشته باشیم دراغلب وقف نامه ها از جمله وقف نامه معتبر جامع الخیرات با وقفیات متعددی برای برگزاری مراسم روز عید غدیر مواجه می شویم واین گواه دیگری براهمیت وجایگاه این عید دربین شیعیان این خطه است . بیشتر خانواده ها وطوایف عزاباد برای ناهار روز عید غدیر دارای وفقیات خانوادگی بودند ونوع غذای این روز نیز اغلب" پلو "بود .آن طور که پدرانمان برای ما نقل می کردند برنج وطبخ ان به دلیل بنیه اقتصادی مردم دراین آبادی رایج نبود و از این نوع غذا به عنوان غذای عیدانه وسالی یکبار استفاده می کردند وطبعا همه افراد به ویژه کوچکترها به این ناهار شاهانه که اغلب با روغن حیوانی ناب وبه صورت " کته "طبخ می شد ، علاقه وافری داشتند وبرای رسیدن عید غدیر وخوردن پلو عید  روز شماری می کردند . بدین لحاظ اجتماعات خانوادگی عزابادی ها درروز غدیر جایگاه منحصر به فردی داشت البته این اجتماعات درخانواده های سادات وبزرگان فامیل پررونق تر وپراهمیت تربود . نمونه اجتماعات خانوادگی که با پخت یک نوع آش نذری همراه است وهنوز هم ادامه دارد "مراسم خانه نادعلی " هاست .پخت این آش ازسحرگاهان اغاز می شد وبا طلوع افتاب عید به اجتماعی شادمانه تبدیل می گشت که مولود خوانی ، نقالی ، بذله گوئی های آن را هنوز به یاد دارم . تفأل به حافظ همراه با مراسم "دستینه" نیز درعید غدیر انجام می گرفته است که اکنون اثری از آن دیده نمی شود وحتی امروزی ها از نحوه اجرای ان نیز چیزی نمی دانند .مراسم بدین گونه بود که چند روز قبل ظرفی سفالی محتوی اب تمیز در کوچه های محله می چرخاندند وافراد دواطلب یک به یک مهره هائی با نشان های خاص که آنرا "دستینه " می نامیدند درظرف سفالی می انداختند وبرای خود نیت می کردند ودرروز عید همه افراد صاحب "دستینه "دورهم جمع می شدند ،  یک کودک دست درظرف آب می کرد ومهره ای برمی داشت ویکی از حضار به دیوان حافظ تفأل می زد وبرای صاحب آن مهره فال می گرفت وشعر می خواند وپس ازآن کودک دست خود را بازمی کرد ومهره را نشان می داد وصاحب مهره می دانست که این فال مربوط به نیت اوست . چرخ ریسان که اجتماع زنان قدیم برای تبدیل پنبه به نخ بود درشب عید غدیر یکپارچه به مجلس جشن وسرور وپایگوبی مبدل می گشت ومولود خوانی تا پاسی از شب ادامه داشت دید وبازدید ، تبریک به سادات و گرفتن سکه ازآنان برای برکت ومایه جیب ، زیارت اهل قبور ، توزیع شربت وشیرینی ودیگر نذریات از برنامه های رایج کنونی درروز عید غدیر درروستای عزاباد است  البته آن روز ها از عید سعید غدیر  بعنوان  مناسبت ترین زمان برای برپائی مجالس عقد وعروسی دراین روستا استفاده می شد 

منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-292.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه ششم آبان 1391ساعت 11:40 | توسط : عزآبادی   | 

ازهردریبدون شرح

شرح شما براین تصویر چیست ؟


منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-291.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه سی ام مهر 1391ساعت 21:24 | توسط : عزآبادی   | 

گزارش تصویریاماکن عزاباد (گزارش تصویری )

as06.jpg

برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید


 
[ادامه مطلب ...]
منبع : http://ezabad.blogfa.com/post-290.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت 21:27 | توسط : عزآبادی   | 
مطالب قدیمی‌تر