درباره علت نامگذاری روز آخر پاییز به نام روز "شکمبه شورون " اینگونه نقل کرده اند که زنی برای آماده ساختن طبخ "کله وگیپای "شب یلدا که غذای مخصوص این شب است از خانه بیرون شد تا برای شستن وتمیز کردن شکمبه (سیرابی ) به چشمه ویا قنات آبادی برود دربین راه به زنی اززنان ابادی برخورد نموده و صحبت بین آن دو گل انداخت واین دو بانوی خوش صحبت از هردری به درد ودل پرداختند و وقتی به خود آمدند که خورشید غروب کرده بود !!! زین پس این روز ، روز " شکمبه شورون " نیزنامیده شد
درمورد این که این جریان صحت دارد ویا افسانه ای بیش نیست اظهار نظر نمی کنیم وقصد نداریم شیرینی شب یلدای خود را به رنجش آنان تلخ کنیم فقط نقلی بود از خاطرات زیرخاکی اینجانب !

واما از جمله خوردنی های فراموش شده امشب یک غذای سنتی ، چرب وپرانرژی به نام "کله کیپا " بود این غذا که هنوز بعضا درخانواده های روستائی وسنتی پخت می شود ترکیبی است از سرگوسفند به همراه دلمه ای از سیرابی که محتویات آن برنج ، عدس ، آلو ، سبزی وگوشت است . آبگوشت کله را بارمی گذارند وسیرابی ها که به صورت دلمه های هم اندازه ازمواد مذکور دوخته شده را درآن می ریزند و آن روزها کاسه های سفالی آبگوشت که یک عدد "گیپا " همچون جزیره ای درآن خود نمائی می کرد درجلو افراد گذاشته می شد وسفره با رب انار و انواع ترشی تزئین می گشت و دسر آن نیز انارهای ترش وملسی بود که به روی افراد خانواده لبخند می زد



یاد یلداهای دیروز وپدرومادرها ، پدربزرگ ها ومادربزرگ های که دربین ما نیستند به خیر . برای شادی روحشان صلوات والتماس دعا


روستا فاقد شبکه آب لوله کشی بود و مردم آب مصرفی مورد نیاز خود را از قنات ، چاه های "زه" خانگی ، آب انبار ها ، پاکنه ها وپایاب ها تامین می کردند .
قنات عزآباد 4 شبانه روز از میان آبادی می گذشت ونقش مهمی درتامین آب مورد نیاز مردم داشت . آب انبارهای سرحوض ، محله تغاره بند ، خانم جان و علی نقی مهمترین منبع تامین آب آشامیدنی روستا بود
آب انبارهای کوچک دیگری نیز درگوشه وکنار محلات دیده می شد که مردم آن را "اُمباروک" یا "اُنبارک" به معنای آب انبار کوچک می نامیدندکه چند تای آن را من به یاد دارم .
دربیشتر خانه ها نیز چاههای "چل گز" یا چاههای "زه" وجود داشت که مردم از آن آب می کشیدند .
برسرراه قنات هایی که از عزآباد می گذشت نقاطی برای دسترسی مردم تعبیه شده بود که به آن پاکنه یا پایاب می گفتند مثل پاکنه قنات محمد آباد که درروبروی مسجد جامع قرارداشته استمجموعه سرحوض شامل مسجد ، آب انبار ، غریب خانه و حوض خانه بود.از آنجائی که برسرراه آب قنات عزاباد در میدان اصلی ده حوضی ساخته بودند که آب وارد آن می شد این میدان وبالتبع آن این محله را محله سرحوض می نامیدند .
مسجدسرحوض که بربالای آب انبار بنا شد مسجد است خشت وگلی متشکل از ایوانی میانی با سه سقف تاسکی شکل که درانتها به محراب ختم می شود ودرست بالای محراب بادگیر مسجد بنا شده است دردوطرف ایوان اصلی نیز ایوانهای جانبی قرارگرفته که درب های مسجد از دوطرف دهانه ورودی آب انبار به این ایوان ها باز می شود .درقسمت جنوبی مسجد نیز یک فضای مسقف دیگری وجود دارد که به مسجد متصل است وبه کوچه ضلع شرقی مسجد راه دارد .
نمای بیرونی مسجد نیز زیبا وازتقارن چشم نوازی برخورداراست .ورودی آب انبار در مرکزکه درگذشته حوض بزرگ آب درجلوی آن قرارداشته ، همراه با کچ کاری های زیبا ویک نورگیر که نور مسجد را تامین می کند وقرارگرفتن دو درب که به قرینه در دوطرف مسجد، امکان دستیابی نمازگزاران را به این فضای مذهبی میسر می سازد نشان از سلیقه سازندگان این بنای ماندگاراست
درضلع شرقی مسجد که امروز خیابان اصلی آبادی قرارگرفته درگذشته بازارچه ای بود که درآن چند مغازه ازجمله مغازه نانوائی قرارداشته است که امروز از این بازارچه ومغازه های آن اثری برجا نمانده است .
درضلع غربی و درست چسبیده به درب ورودی زنانه این مسجد اتاقی قراردارد که درقدیم آن را "غریب خانه" می نامیدند ونقل می کنند اگر درگذشته غریبی به آبادی می آمد ومنزل وماوایی نداشت دراین جا منزل می گرفت .درروزگار کودکی ما از این محل به انبار لوازم ووسایل مسجد استفاده می شد .
بعد از غریب خانه فضای دیگری نیز درامتداد همین میدان وجود داشت که اولین کتابخانه عمومی روستا دردرنیمه دوم دهه 50 درآن تاسیس شد وهم اکنون این فضا نیز تخریب شده است .دقیقا درگوشه غربی ، یک کوچه به میدان وصل می شد ودرکنارآن حوض خانه مجموعه قرارداشت .حوض خانه دارای دوقسمت بود .یک قسمت که چاه "زه" به همراه تجهیزات آبکشی که همانا یکدستگاه چرخ وچاه ومقداری طناب ودلو بودکه به وسیله آن آب رااز چاه می کشیدند و قسمت دیگر حوضی چند ضلعی که آب را درآن می ریختند تا مردم برای وضوساختن و شستشو از آن استفاده کنند.
بعدها که آب لوله کشی به روستا آمد آب موردنیاز این حوض خانه توسط یک شیرآب که برلب حوض زده بودند تامین می شد.
اگر هم اکنون نیز به این محل سری بزنید حوض خشکیده و چرخ وچاه شکسته این حوض خانه را که از فروریختن سقف درگل نشسته است می توانی ببینی !!

(حوض چندضلعی حوض خانه مجموعه سرحوض )

(چرخ وچاه حوض خانه مجموعه سرحوض )

(نمائی دیگر از میدان سرحوض ، درب غریب خانه ودرنمای دورتر درب حوض خانه دیده می شود)

(ورودی آب انبار سرحوض ، نورگیری مسجد وگچبری آن درتصویردیده می شود )

نمائی از ضلع شرقی مسجد سرحوض

نمائی از مسجد جدید سرحوض

نمائی ازمیدان سرحوض

نمائی دیگر ازمیدان سرحوض

پشت بام مسجدسرحوض

نمائی از ورودی حوض خانه درگوشه میدان سرحوض

نمائی دیگر از کوچه منتهی به میدان سرحوض


(مسجد مجموعه سرحوض ایوان میانی وجانبی آن )

(آب انبار مجموعه سرحوض )

(آب انبار مرحومه خانم جان )
(نمایی از مجموعه سرحوض ابتدا قسمت تخریب شده ، درب چوبی غریب خانه ، درب ورودی زنانه ، ورودی آب انبار ودرب دیگر مسجد درتصویر به خوبی نمایان است )
گزارش تصویری ازمراسم شب پنجم محرم درعزآباد ، عزاداری هیئت عزاداران حسینی شرف آباد درمحله تغاره بند، عزاداری هیئت عزاداران حسینی بندرآباد درحسینیه توده و روضه خوانی ومجلس ترحیم مرحومه رمضانی نژاد درحسینیه توده عزآباد
مجموعه تصاویر را درادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
با شروع محرم همه چیز رنگ ماتم داشت گوئی زمین و زمان ، در و دیواروحتی شب و روز نیز با شیعیان درعزای مولای خویش همراه و همنوا شده است . از هرکوی و برزن آوای حسین حسین بلند می شد و فرود آمدن دست ها برسینه ها نیز دلنشین ترین نوای این ایام بودکه تلفیق وترکیب این آوا هاونواها ، چشمه های جوشان اشک را برگونه ها ی اهالی جاری می ساخت .
عمده برنامه عزاداری روستا از عصر آغار می شد زیرا درطول روز مردم کشاورز بودند و می بایست به کسب معاش بپردازند وصدالبته عاشورا و تاسوعا همه کسب وکارها تعطیل بود وبرنامه ها ی عزا از صبح علی الطلوع آغاز می شد
روضه خوانی ، مرثیه سرائی ، جوش زدن ، شده برداری ، نخل برداری نمودهای عزاداری در روستا ی عزاباد بود که بعضا با تغییراتی هم اکنون نیز ادامه دارد .
الف - روضه خوانی :
روضه خوانی های خانگی ازجمله مجالس این ایام بود که هرکسی به فراخور وسع خویش اقدام به برپائی مجلس عزای حسین علیه السلام درخانه مسکونی خود می نمود که تنها روضه خوانی منزل مرحوم سید حسین حسینی پور معروف به سید حسین آسیابان است که با قدمت افزون بر40 سال هنوز هم ادامه دارد
سید جمال فرزند مرحوم سیدحسین درمورد روضه خوانی درمنزلشان چنین می گوید این مجلس نه وقف است و نه نذر ، بلکه ارادتی است که پدرمان نسبت به اجدادطاهرینش به ویژه حضرت امام حسین علیه السلام داشته و این مجلس را برپانموده وماهم همچنان این مجلس را بعد از فوت پدر با همین عشق وعلاقه ادامه داده ایم .
به سبب رونق وجمعیت عزاباد قدیم ، هرکدام ازمحلات عزآباد مستقلا برای خود حسینیه یا مسجدی داشته که مجلس روضه خوانی درآن برپا می شده است .حسینیه توده ، حسینیه تغاره بند ، حسینیه وردعلی ، مسجد سرحوض از جمله مهمترین این اماکن است .
حسینیه محله وردعلی که به گفته یکی از ریش سفیدان درپشت منزل حاج حسین علیرضا وجنب منزل ابراهیم امین قرارداشته نزدیک به نیم قرن است که درزیرشن های روان مدفون شده وجوانان امروزی نیز حتی ازمحل آن نیز خبری ندارند . حسینیه توده نیز براثر همین شن ها روان ،رو به ویرانی نهاد والبته دوباره بازسازی گردید و از محرم پارسال روضه خوانی درآن ازسرگرفته شد ولی در50 ساله گذشته مسجد سرحوض ومجموعه تغاره بند شامل مسجد وحسینیه مهمترین پایگاه مردم برای عزاداری وروضه خوانی ماه محرم بود .
اگر اندکی زمان را به عقب برگردانیم وبه محرم 57 بازگردیم شروع روضه خوانی عزاباد ازساعت 2 بعدازظهر درمنزل مرحوم سید حسین آسیابان بود و دوساعتی ادامه داشت هنوز روضه منزل سیدحسین به اتمام نرسیده بود که در مسجد محله تغاره بند روضه آغازمی شد واهالی به صورت گروهی وانفرادی به سوی این محل می رفتند بعضی وقت ها مردم با تشکیل هیئت عزاداری از منزل سید حسین آسیابان به محله تغاره بند عزاداری می کردند وپس از اتمام روضه دراین محله همه با جوش زدن وسینه زدن راهی مسجد سرحوض می شدند وانجا روضه خوانی تا پاسی ازشب ادامه داشت .
روضه با هم خوانی "ذاکرین " آغاز می شد ذاکرین که عمدتا از سادات وافرادی خوش صدا بودند دردو طرف چپ وراست منبر می نشستند وبا توجه به موقعیت زمانی ومناسبتی اشعار ومرثیه هایی را همخوانی می کردند .این گروه دارای تشکیلات ومقرراتی نیزبود .محل نشستن هرکس مشخص بود ، درراس گروه ذاکران معمولا مسن ترین فرد به عنوان "سید الذاکرین" رهبری گروه را برعهده داشت و انتخاب نوع شعر ومرثیه ، نحوه اغاز وپایان وچگونگی انتقال شعر از گروه یمین به یسار توسط او مشخص می شد .
یکی از اهالی می گفت درمقطع زمانی قریب 60 سال قبل 14 ذاکر دردو گروه 7 نفره دوطرف منبرهای روضه خوانی درعزاباد حاضر بودند که انشاالله دربخش های بعدی ازآنها یادخواهم کرد
دردهه اول محرم روضه هرروز به یک موضوع خاص اختصاص داشت مثلا روز اول روضه مسلم بود ، روز دوم روزه ورود امام به کربلا ، روزسوم روضه حر می خواندندوالی آخر ...
اگر روحانی دور و زود می آمد این وظیفه گروه ذاکرین بود که مجلس را گرم نگه دارد دراین فرصت ها ذاکرین به نوحه خوانی می پرداختند ومردم را با سینه زنی وجوش زدن درعزاداری مشارکت می دادند.
عزاباد به علت شرایط ویژه فرهنگی از روحانیون متعددی بهره مند بوده که اغلب این افراد از جایگاه علمی قابل قبولی برخورداربودندکه دربخش خادمان حسینی بیشتر درباره آنان خواهم گفت .
روضه های این ایام معمولا بین دو تا سه ساعت طول می کشید وبا برپائی مراسم سنتی "یارون عزا "به پایان می رسید .
ادامه داردروضه خوانی منزل سید حسین آسیابان با گزارش تصویری مربوط به 15 سال قبل
مرحوم سید حسین حسینی پور معروف به آسیابان فرزند مرحوم سیدعلی از ارادتمندان به جد اطهرش حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود
او نزدیک به 60 سال پبش پخت اش امام حسینی را درروز عاشورا دراین روستا اغاز کرد و از سال 1350 هجری شمسی خیمه عزای حسین علیه السلام وروضه خوانی را درمنزل خود برپا نمود .
این مجلس که هم اکنون افزون بر41 سال ازقدمت آن می گذرداز شب اول محرم اغاز وتا شب عاشورای حسینی ادامه دارد و همواره یکی از پررونق ترین مجالس روضه خوانی دردهه اول محرم به شمارمی رود .
مرحوم سید حسین حسینی پور معروف به آسیابان
عزاداری هیات عزاباد درعصر تاسوعا ، نوحه حضرت عباس وبه قول خودمان جوش ابوالفضل یکی از ریباترین جلوه های عزاداری حسینی درعزاباد به شمارمی رود
سید جمال فرزند مرحوم سیدحسین می گوید این مجلس نه وقف است ونه نذر ، بلکه ارادتی است که پدرمان نسبت به اجدادطاهرینش به ویژه حضرت امام حسین علیه السلام داشته و این مجلس را برپانموده وماهم همچنان این مجلس را بعد از فوت پدر با همین عشق وعلاقه ادامه داده ایم .
سیدجمال حسینی پور "شهرت اسیابان "را ناشی ازمهارت پدروجدش درکار مرمت ، بازسازی واداره اسیاب های آبی می داند
وی افزود جدم مرحوم سید علی نیز درهمین حرفه ودرحالی که مشغول مرمت اسیاب آبی تفت بود دچارسانحه شد ه وبه رحمت الهی رفته است .
گزارش تصویری رادرادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
هرچند میراث فرهنگی نیم نگاهی به آثار این روستا داشته است وکار مرمت بادگیر مجموعه سرحوض و تعمیر وبازسازی مسجد محله تغاره بند امسال انجام شده است ولی اصلی ترین برج قلعه تاریخی عزاباد که درضلع شرقی میدان اصلی ابادی قرارگرفته درحال تخریب است .این برج یکی از 8 برج این قلعه قدیمی است که به علت موقعیت استقرار ، چشم انداز زیبائی به میدان اصلی روستا داده است .
ازسوی دیگر هرچند بی توجهی به ساختمان های داخلی این میراث کهن انها را به خرابی کشانده است ولی حصار بلند به همراه برج های کنکره دار که همچون گوشواره ای این چهار ضلعی را به هم متصل نموده هنوز از دور خود نمائی می کند
همچنین آب انبار مرحومه خانم جان درپیچ سرخرک نیز از این خرابی درامان نبوده واگر هرچه زودتر فکری به حال آن نشود این یادگار آن بانوی خیر نیز ، همچون بانی نیکوکارآن از صحنه عزاباد خواهد رفت .
امید است اداره میراث فرهنگی ، صنایع دستی وگردشگری استان یزد تا دیر نشده قدمی پیش نهد تا کار به افسوس واما واگر نرسد
تصاویررادرادامه ببینید
ادامه مطلب
شاید نام این مسجد برای خیلی از عزابادی ها آشنا نباشد ولی اگر گذرتان به محله تغار ودرخیابان پشت حسینیه این محله داشته باشید این مسجد بازسازی شده با تابلوئی تحت عنوان " مسجد علیبمان قصاب " درسرپیچ آن خود نمائی می کند .
حیاط مسجد فضائی است قریب 60 متر مربع که دریک سوی آن قسمت اندرونی مسجد به ابعاد 6 در 7 مترقرارگرفته ودرقسمت مقابل سرویس بهداشتی وانبار مسجد جای گرفته است .
دردرون مسجد زبلوئی است که برآن چنین نگاشته اند "وقف نمود اقای 84 قصاب عزابادی این فرد زیلو برمسجد جنب خانه خودش مشهور به مسجد رفیع مشروط به انکه ( ازمسجد بیرون نبرند) سنه 1330
مسجد به زیبائی سفید کاری شده وبر سقف تزئین شده آن دو عدد پنکه نصب گردیده ومنبر فلزی ، یک گنجه کوچک با پنجره هایی درضلع شمالی و غربی درآن خود نمائی می کند .
بر سنگ نوشته داخل مسجد چنین نگاشته اند " بسم الله الرحمن الرحیم قال الله تعالی انما یعمر مسجد الله من امن بالله والیوم الاخر. مساجد خدارا تنها کسانی اباد می کنند که به خداوروز قیامت ایمان دارند مسجد علیبمان قصاب درسال 1386 هجری شمسی توسط خدیجه مزیدی فرزند یدالله زینل از نوادگان آن مرحوم بازسازی گردیده امید انکه مورد رضایت حق تعالی قرارگیرد وذخیره عالم آخرت باشد .
گفتنی است مرحوم علیبمان قصاب دارای چندین دختر بوده که ازجمله این دختران تنها صغری زوجه سید هاشم موسوی (حوضی) درقید حیات است
اضافه می نماید این مسجد از مساجد کوچک محلی به شمار می رود که نظیر ان دردیگر محلات عزاباد هم دیده می شود
رحمت خدا بربانیان وبرپا کنندگان این مسجد باد
محرم تجلی عشق شیعیان به سید و سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و72 تن ازیاران با وفای اوست
آن حسینی که برای زنده نگاه داشتن دین جدش از همه چیز خود گذشت و از کودک شش ماه تا پیرمرد 70 ساله را به مسلخ گاه عشق برد تا در راه معبود خویش قربانی کند .
آن حسینی که فرمود" ان کان دین محمد لم یستقم الابقتلی فیاسیوف خذینی " اگر دین جدم جز با گشته شدن من باقی نمی ماند پس ای شمشیرها مرا در برگیرید
آن حسینی که سید الشهدا ، غریب الغربا ، قتيل العبرات، ابوالشهداء، ابوالمجاهدين ، سريع العبره و مظلوم الامه بود و با قیام و شهادت در راه خدا " ثارلله "نام گرفت و در تاریخ جاودانه شد .
و محرم یادآور این مظلومیت ،غربت ، تنهائی ، فداکاری ، رشادت ، جانبازی ، جانفشانی ، ایثار و از خودگذشتگی است . و شیعیان دوستداراهل بیت در هرگوشه و کنار جهان و درهرشرایط و احوالی که باشند ایام محرم را ازیاد نمی برند .
گوئی آسمان و زمین نیز به عزای حسین می نشینید و زمین و زمان یکپارچه پرده غم برسر می کشد . دل ها همه حسینی می شود و زبان ها به ذکر حسین غنچه می گردد.
ما شیعیان از آن زمان که دست چپ و خود را شناختیم ویا نه از آن زمان که ازسینه مادرانمان شیر خوردن را آغازکردیم ، شور وشوق حسینی را در اشک چشم مادرانمان دیدیم وآن قطرات اشک را که باشیر مادرمان مخلوط شده بود نوشیدیم تا نام حسین و یاد حسین را از تولد تا مرگ به همراه داشته باشیم .
محرم یک جریان زنده اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و عقیدتی است که با رسوم و سننی همراه است که در اغلب مناطق ایران شباهتی نزدیک به هم دارد که دراینجا به ذکر پاره ای ازرسوم مربوط به محرم ازگذشته و تا به امروز درعزآباد می پردازم . امید است این قدم موجب زنده نگاه داشتن این رسوم و تجدید رسوم ازیاد رفته شود .
قسمت اول :استقبال از محرم
الف : زنان و محرم
استقبال از محرم درعزاباد قدیم و درگروههای مختلف مردم به صورت های خاصی بروز و ظهور می یافت .درگروه بانوان رسم براین بود که بعد از حنا بندان عید غدیرخم ، زنان وسایل آرایش را بایگانی می کردند ، اصلاح سروصورت ، حنا بستن و حتی آرایش های جزئی که در چهره نمود می یافت به مدت دو ماه تعطیل بود حتی برخی ها این حرمت را تا پایان روز هشتم ماه ربیع الاول که سالروز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام بود ادامه می دادند.و از روز نهم که روز تاج گذاری صاحب الامر حضرت مهدی (عج) بود مجوز حنا بندان صادرمی گشت . آن روزها چادرمشکی به شکل امروزی مرسوم نبود ، چارقدهای سیاه و پیراهن های مشکی درزنان ، وپوشش های مشابه با سربندهای سیاه ، سروتن مردان را می پوشاند .
بساط مراسم عقد و ازدواج دردوماه محرم وصفر به کلی برچیده می شد وکسی به قرائت صیغه عقد دراین دو ماه تن درنمی داد چه رسد به برپائی مراسم ازدواج .
ب: پوشش مردان
لباس مردان بیشتر پارچه ای کیسه مانند بود که یقه ای ایستاده و سه دکمه درجلو داشت و سرخود ر ا با دستاری سیاه می پوشاندند.البته درفصول مختلف سال با توجه به وضعیت خانوادگی افراد، این پوشش ها متفاوت بود ولی آنچه دراین نوشته آمده پوشش عمومی مردم است
محرم درراه بود و همه چیز بیانگر غم و اندوه و مصیبت ، نمی دانم چرا چشم وگوش مردمان آن روز بینا تر وشنوا تر از مردمان امروز بود .حتی فاصله ها نیز برای آنان معنائی نداشت آنان چنان ازواقعه محرم می گفتند که گوئی این اتفاق همین دیروز افتاده است . چنان از ابوالفضل وعون وجعفر وعبدالله ومسلم ورباب وسکینه و علی اصغر می خواندندکه گوئی فریاد مظلومیت ارباب بی کفن ، ناله کودکان یتیم ، ضجه اطفال تشنه ، شیون مادران داغدار کربلا را به گوش خود شنیده اند .
ج:گاه بنده ورسم شاخ به شاخ
حال که مردم سیاهپوش شده بودند .می بایست مساجد وتکایا و سایر اماکن مذهبی نیز سیاهپوش شود .آنروزها پارچه مشکی و بنر و عکس و پوستر و علم وکتل و...سایر نوشتارها و وسایل تبلیغاتی امروزی وجود نداشت و عزاداران عمدتا با نوعی پارچه که اصطلاحا به آن "کارِسیاه " می گفتند مساجد وتکایا را می بستند و همه مردم نیز دراین امر مشارکت داشتند .راه اندازی دسته های جمع آوری کمک های مردمی درسنت "شاخ به شاخ "یکی از این رسوم بود .
گروهایی که اصطلاحا به آنها "گاه بنده "می گفتند متولی جمع آوری وتزئین تکایا بودند .این گروه چند روز قبل از محرم و البته بعد از نمازمغرب و عشا درکوچه ها می چرخیدند و درضمن خواندن اشعار غم انگیز و نوحه گونه از مردم تقاضای کمک می کردند .کمک ها شامل انواع و اقسام وسایل و ملزومات برپائی مجلس عزا وآذین بندی مجالس اعم از زغال ، هیزم ، قند ، چای ، نخ ، کلاف وپارچه های سیاه وسبزوقرمزو... بود .
برای گروه "گاه بنده "درعزاباد ما وفقیاتی نیز وجود داشته است واین نشان ازاهمیت این موضوع درنزد نیاکان این آبادی است که متاسفانه به علت افول کشاورزی وعدم ثبت این مکان ها کمتر اطلاعاتی از وقفیات گاه بندی دردست می باشد . وصد البته عضویت دراین گروه به سادگی امکان نداشت ویک افتخار خانوادگی محسوب می شد .
تزئینات امروزی حسینیه تغاره بند درعزاباد
د: نخل بندی
نخل بندان نیز زیرمجموعه گروههای "گاه بندی " به حساب می آمدند وآنان وظیفه تزئین نخل را به عهده داشتند ریش سفید و بزرگتر این گروه که اغلب ازسادات بودند به کمک سایر اعضا که آنها نیز بیشتراز یک خانواده ویا طابفه بودند کارنخل بندی را ازصبحگاهان آغاز می کردند .
درابتدا با طنابی محکم و بلند درداخل ومیانه نخل تمام قسمت های نخل را به هم محکم می کردند وسپس آینه ها یکی ، یکی و بادقت و صبر و حوصله برضلع جلوئی نخل استوارمی شد وآنگاه پوش یا چادردوخته ای که تمام نخل را می پوشند این سازه چوبی را فرا می گرفت . وآنگاه پرچم های سیاه ، انواع زنگ ها وعلم های مزین به یا حسین برقسمت های مختلف نخل نصب می شد .
آینه ها را نیز مردم به نخل بندی اهدا می کردند و نذرکردن آینه بخت برای نخل امام حسین (ع) نیز ازجمله رسومی بود که زنان برای گرفتن حاجات خود انجام می دادند .
آنچه ازکودکی به یادم مانده وجود شمارزیادی انواع زنگ های چند طبقه مسی که یکی ازآنها شاید وزنی افزون بر12 کیلو داشت ، انواع سنج ها ، انواع شمشیرها ی مسی با غلاف برنجی ، انواع کف دست ها ، سرپرچم ها ، گل های چند پر فلزی و... که بیشتر درتزئین نخل ازآنها استفاده می شد واکنون اثری ازآنها نیست
درزمان نخل بستن افرادی مانند چاووش ها ونوحه خوانها نیز درمحل حضور داشتند و به سرودن نغمه های عاشورائی می پرداختند تا دل نازک تر ازگل آنانی که آمده بودند تا با حضور ومشارکت دراین جمع به حاجت خود برسند را کربلائی کنند وگفتن یک یاحسین کافی بود تا ناله های این افراد را بلند و مروریدهای اشک را برگونه هایشان جاری سازد .
پذیرائی از نخل بندان و سایرگروههای گاه بنده نیز درعزاباد معمول بود .تهیه چای ، شربت وناهار آنان نیز از محل موقوفات و یا نذورات تامین می شد و عصرگاهان همگی برگرد نخل می خواند " حسین غریب کربلاست ، حسین شهید کربلاست"
ه:شدّه بندی
"شدّه بندی" نیز درعزاباد رواج داشت که هم اکنون به کمترین حد خود رسیده است .شّده نیز یک سازه چوبی به شکل یک بیرق بود که با پارچه های رنگی تزئین می شد وجوانان آن را درجلو دسته جات عزادار حمل می کردند
شدّه بندی نیز آیین مخصوص به خود داشت والبته بهتر است آن را شدّه دوزی بنامیم که این کارتوسط بانوان انجام می شد .خانواده هائی که نذر شدّه دوزی داشتند بانوان فامیل را به مشارکت دعوت می کردند وکارشده دوزی انجام می شد واین کارنیز به مجلس عزای حسین تبدیل می شد وبانوان عزادار، شده را با اشک چشم وسوز دل می دوختند وحاجات خود را از باب الحوائج درخواست می کردند .
می گویند درگذشته ای نه چندان دور افزون بر20 شدّه درعزاباد دوخته می شده ولی هم اکنون سه مورد آن برجای مانده که البته دوخت آن درگذشته انجام شده است .وآن شده ها همچنان نگه داری می شود. شدّه مرحوم بی بی فاطی سید جعفر درخانه حاج حسین علیرضا ، شدّه مرحوم حاج محمد راعی (حاجی قصاب) وشده مرحومه سکینه رضا ازجمله این شدّه هاست.
و: امربه معروفونهی ازمنکر
حضرت امام حسین علیه السلام مهمترین هدف از قیام خوبش را این گونه بیان می فرماید «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب» يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.»
پیشینیان ما درهمه زمینه های اجتماعی ، اعتقادی ومذهبی خودپای بند بودند توجه به امربه معروف ونهی ازمنکر در مراودات آنان ودرزندگی اجتماعی این شیعیان به خوبی نمود داشت و همواره یکدیگر را به خیر دعوت می کردند وازمنکر برحذرمی داشتند ودراین ایام این سنت الهی و هدف قیام حسینی مورد توجه ویژه قرارمی گرفت . و روح حسینی درجامعه حکم فرما می شد
شیعیان سعی داشتند خود را نزدیک تر وشبیه تر به اولیای خود کنند ولذا بسیاری از بی توجهی ها درماه محرم جایگاهی نداشت ، تمام حواس ها جمع بود که منکری واقع نشود و همه و همه دریک نظارت اجتماعی همدیگر را ازگناه بازمی داشتند و به بررعایت معروف ها تاکید می کردند .
ز: اعلان ماه عزا با "صلات کشیدن "و"ذکرگفتن"
یکی از رسوم عزابادی های قدیم دراعلان اخبار مهم ازجمله رسیدن ماه محرم ، اعلان برپائی مجلس عزای حسین ، برپائی نماز میت و فوت سید یا بزرگی ازاهالی ، رسیدن عید فطر ، و.. اصطلاحا "صلات " می کشیدند و"ذکر"می گفتند .که البته اشعار وذکرهای هرکدام از این مراسم با یکدیگر متفاوت بود
درشب اول محرم نیز برای اعلان ماه عزای حسین علیه السلام ذکر می گرفتند .بدین منظور جمعی بربالای پشت بام مسجد یا بلندترین تکیه حسینیه می رفتند وبا خواندن اشعاری خاص فرارسیدن ماه محرم واغاز برپائی مجلس عزای حسین را اعلام می کردند .
ح: تعهد به حضور درزادگاه
شاید این رسم درتمامی محلات استان عمومیت داشته باشد وشیعیان یزدی حتی آنانی که درمحلات یزد جابجا شده اند و یا آنانی که به خارج ازاستان رفته اند خود را ملزم می دانند درایام محرم و بویژه درتاسوعا و عاشورای حسینی به محله قدیمی وموطن اولیه خویش بازگردند تا درجمع عشیره ونزدیکان خود این غم بزرگ را به عزا بنشینند و ازاین روست که عزاباد هم درایام محرم پذیرای عزیزانی است که زادگاه نیاکان خود را رونق می بخشند
(20 تصویر درادامه ببینید)
ادامه مطلب

عید غدیر خم از دیرباز درنزد شیعیان از اهمیت وجایگاه ویژه ای برخورداربوده است . سالروز انتصاب مولاعلی علیه السلام به ولایت مسلمین وجانشینی ختم رسل حضرت محمد ابن عبدالله صلوات الله علیه واله و روز" اکمال دین واتمام نعمت الهی "این روز را درنزد شیعیان به یک روز ماندگار وجاودان مبدل ساخته است و همواره مسلمانان شیعه با برنامه های متنوعی این روز را عید می گرفته ومی گیرند وبرای این روز آداب ورسوم خاصی را درنظرگرفته اند . وبراستی «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی این ابی طالب واولاده علیهم السلام» درعزاباد قدیم "غدیر "تجلی عشق به مولای متقیان ، زهرای مرضیه (س) ، امام حسن (ع) ، امام حسین (ع) وسایر ائمه معصومین علیهم السلام بود وبالتبع آن سادات نیز مورد تجلیل، تکریم وتعظیم سایر گروه های مردمی قرارمی گرفتند .از این رو دراصطلاح عمومی از عید غدیر خم به عید مرتضی علی و عید سادات نیز یاد می کردند . حنا بندان ، دید وبازدید ، عیدی دادن ، ولیمه ، نذری وگستراندن سفره های خانوادگی جزو لاینفک عید غدیر درعزاباد بود .مولود خوانی ، مدیحه سرائی ، اجتماعات شادمانه بر سر دیگ نذری رامی توان ازدیگر برنامه های این روز درعزاباد نام برد . اگر به تاریخ گذشتگان این آبادی دقت بیشتری داشته باشیم دراغلب وقف نامه ها از جمله وقف نامه معتبر جامع الخیرات با وقفیات متعددی برای برگزاری مراسم روز عید غدیر مواجه می شویم واین گواه دیگری براهمیت وجایگاه این عید دربین شیعیان این خطه است . بیشتر خانواده ها وطوایف عزاباد برای ناهار روز عید غدیر دارای وفقیات خانوادگی بودند ونوع غذای این روز نیز اغلب" پلو "بود .آن طور که پدرانمان برای ما نقل می کردند برنج وطبخ ان به دلیل بنیه اقتصادی مردم دراین آبادی رایج نبود و از این نوع غذا به عنوان غذای عیدانه وسالی یکبار استفاده می کردند وطبعا همه افراد به ویژه کوچکترها به این ناهار شاهانه که اغلب با روغن حیوانی ناب وبه صورت " کته "طبخ می شد ، علاقه وافری داشتند وبرای رسیدن عید غدیر وخوردن پلو عید روز شماری می کردند . بدین لحاظ اجتماعات خانوادگی عزابادی ها درروز غدیر جایگاه منحصر به فردی داشت البته این اجتماعات درخانواده های سادات وبزرگان فامیل پررونق تر وپراهمیت تربود . نمونه اجتماعات خانوادگی که با پخت یک نوع آش نذری همراه است وهنوز هم ادامه دارد "مراسم خانه نادعلی " هاست .پخت این آش ازسحرگاهان اغاز می شد وبا طلوع افتاب عید به اجتماعی شادمانه تبدیل می گشت که مولود خوانی ، نقالی ، بذله گوئی های آن را هنوز به یاد دارم . تفأل به حافظ همراه با مراسم "دستینه" نیز درعید غدیر انجام می گرفته است که اکنون اثری از آن دیده نمی شود وحتی امروزی ها از نحوه اجرای ان نیز چیزی نمی دانند .مراسم بدین گونه بود که چند روز قبل ظرفی سفالی محتوی اب تمیز در کوچه های محله می چرخاندند وافراد دواطلب یک به یک مهره هائی با نشان های خاص که آنرا "دستینه " می نامیدند درظرف سفالی می انداختند وبرای خود نیت می کردند ودرروز عید همه افراد صاحب "دستینه "دورهم جمع می شدند ، یک کودک دست درظرف آب می کرد ومهره ای برمی داشت ویکی از حضار به دیوان حافظ تفأل می زد وبرای صاحب آن مهره فال می گرفت وشعر می خواند وپس ازآن کودک دست خود را بازمی کرد ومهره را نشان می داد وصاحب مهره می دانست که این فال مربوط به نیت اوست . چرخ ریسان که اجتماع زنان قدیم برای تبدیل پنبه به نخ بود درشب عید غدیر یکپارچه به مجلس جشن وسرور وپایگوبی مبدل می گشت ومولود خوانی تا پاسی از شب ادامه داشت دید وبازدید ، تبریک به سادات و گرفتن سکه ازآنان برای برکت ومایه جیب ، زیارت اهل قبور ، توزیع شربت وشیرینی ودیگر نذریات از برنامه های رایج کنونی درروز عید غدیر درروستای عزاباد است البته آن روز ها از عید سعید غدیر بعنوان مناسبت ترین زمان برای برپائی مجالس عقد وعروسی دراین روستا استفاده می شد

شرح شما براین تصویر چیست ؟
عباس قانع عزآبادی گزارشگر ۲۳ ساله ای است که تجربه گزارشگری و اجرای برنامه های ورزشی در صدا و سیمای مراکز کرمان و آذربایجان شرقی را درپرونده کاری خود دارد
او کار گزارشگری خود را از سال ۸۵ در مرکز کرمان آغاز کرد. اولین تجربه گزارشگری قانع به گزارش رادیویی مسابقه فوتبال بین تیمهای مس کرمان و استقلال تهران در هفده سالگی اش برمی گردد. بعد از آن، گزارش مسابقات و رویدادهای ورزشی استان کرمان در شبکه های سراسری رادیو و تلویزیون به او واگذار شد.
مدتی بعد و زمانی که بازیهای تیم تراکتورسازی تبریز در کرمان و یزد (در مسابقات لیگ فوتبال دسته یک کشور) را به طور اختصاصی برای رادیو تبریز ارسال کرد، مورد توجه مسئولان این مرکز قرار گرفته و تا سال ۹۰ اجرا و گزارش بازیهای تیمهای لیگ برتری و دسته یکی فوتبال و والیبال تبریز را از طریق رادیو و تلویزیون مرکز آذربایجان شرقی عهده دار شد. او در مدت حضورش در تبریز ارتباط خوبی به ویژه با شنوندگان برنامه های ورزشی رادیو تبریز برقرار کرد.
در سال ۹۱ گزارش بازیهای تیم آلومینیوم هرمزگان از شبکه استانی خلیج فارس توسط عباس قانع انجام می شود. شور و هیجان در گزارش، آشنا بودن به فنون فوتبال، پرداختن به حواشی بازی در حد منطقی، رعایت بی طرفی در گزارش و در نظر گرفتن احساسات هوادار بیننده گزارش از ویژگیهای مثبت گزارشهای این گزارشگر جوان یزدی است.
امید است این جوان با استعداد و آتیه دار با تصمیمها و انتخابهای صحیحی که در ادامه زندگی حرفه ای خود خواهد گرفت، پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده و یک گزارشگر خوب و مسلط دیگر به جمع گزارشگران ورزشی تلویزیون ایران اضافه شود.
1- چند نفر از کاربران محترم درخواست تلفن برخی ازعزآبادی ها رادارند ولی از خود آدرس ، تلفن یا ایمیلی ارسال نمی کنند آیا این عزیزان توقع دارند تلفن شخصی افراد در فضای مجازی اعلام کنم؟!!. شماره یا ادرس ایمیل خود را ارائه کنید تا بتوانیم جوابگو باشم
2- عزیزی از دامغان پیام دادند که آیا فلانی را می شناسید و اطلاعاتی درمورد فرد خاصی می خواهند به ایشان هم می گویم شما هم هیچ راه ارتباطی ازخود ارائه نمی دهید . تلفنی اعلام کنید تا با شما تماس بگیرم
3- دوستی دیگر مرتبا پیام می دهند درمورد فلان مرحوم مطلب بنویسید .نوشتن مطلب درمورد افراد نیاز به اطلاعات دارد و اگر واقعا شما می خواهید ازفردی یاد شود دست به قلم شوید مطلبی بنویسید وهمراه با عکس به سایت عزآباد ارسال کنید تا منعکس شود
با عرض معذرت
"چینه" حصاری است گلی که درمناطق کویری براطراف منازل ، باغات ، واملاک خود می کشیدند .وجود خاک به عنوان ارزان ترین ماده قابل دسترس درکویر و ممزوج شدن آن با آب این درگرانبها، ماده اولیه ساخت این حصاربود .
برای کشیدن این حصارگلی ، صبحگاهان کارگران پای درگل می گذاشتند و حوضچه گل که از روز قبل با آب خیس خورده بود را "ورز " می دادند .یک نفرخاک های خیس خورده را زیر و روی می کرد و نفرات حاضر با حرکت "درجا" برروی این گل های نرم ومرطوب وظیفه لگد کردن ملات گل را به عهده داشتند و این کاررا ادامه می دادند تا این آب وگل با هم مخلوط و ممزوج شود که بافت های آن همدیگر را حفظ کنند . حالا ملات گل آماده بود و یک نفر با بیل تیزخود این گلهارا به صورت تکه های قابل حمل می برید و سایر کارگران با گفتن کلمه "الله "این گل را به سوی هم پرت می کردند تا به دست استاد برسد و او آنها را ردیف به روی هم می گذاشت وساخت حصار آغاز می شد .
هرقسمت از گل بریده شده را "گال" می نامیدند و پس از روی هم گذاشتند چندین گال، لازم بود حفره های بین گال ها ترمیم شود به این کار اصطلاحا "پردازش " می گفتند استاد برای پردازش وصاف کردن گل های که برروی هم گذاشته بود از کارگران فرصتی می خواست و این موضوع را با کلمه "الا الله "بیان می کرد ذکر این کلمه به معنای توقف ارسال گال بود وکارگران به "ورز"دادن گل با پاهای خود مشغول می شدند .
این کار ادامه داشت تا وقت چاشت برسد همه با پاهائی پرازگل کنارهم صبحانه را میل می کردند . درآن آفتاب داغ تابستانی آرام گرفتن در سایه دیوار ، با پای نمناک و زمینی که از بوی رطوبت پربود فرصتی لذت بخش را برای کارگران فراهم می کرد تا لختی بیاسایند وگلوئی ترکنند .
آفتاب داغ کویر بردیوار می تابید وبه مرور "چینه "های برروی هم گذاشته شده را خشک می کرد و دیوار روز به روز بلند و بلند تر می شد ، خدای رحمت کند همه بناهای چینه گذار وکارگران زحمتکشی که چینه های سریه فلک کشیده حاصل زحمات آنان است .درادامه دو خاطره مرتبط با این موضوع را برای خوانندگان محترم می آورم
1- فرو ریختن چینه بعد ازاتمام کار
یادم نمی رود قسمتی ازدیوار باغچه مرحوم میرزا حسن آخوند ریخته بود ومرحوم عباس علی تقی دریک شاگردی پسین ( شاگردی پسین دروقت بعدازظهربودودر زمانی بین2الی سه ساعت بود) به مرمت دیوار پرداخت وچند چینه با طولی حدود سه متر برروی هم گذاشت و از کارساخت فارغ شد استاد وعمله ها دست از کارکشیدند ، دست وپای خود شستند ، وعزم رفتن کردند هنوز قدم های دوم وسوم را برنداشته بودند که دیوار هم آنها را دراین حرکت همراهی کرد و همگام با آنها به حرکت درآمد وهمه دیواری که ساخته بودند فروریخت .
(رمضان عباس علیرضا بازمانده ای از بناهای چینه گذار)
2- روزی که استاد حسن شدم
یکی از دوستان به نام محمد حسن مزیدی چنین تعریف کرد روزی از روزهای فصل تابستان بود که مدارس تعطیل بود ومن هم درجرگه کارگران چینه گذاربودم چند روزی را برای ساخت دیوار باغ احمد آقا میرزا حسن واقع درروبروی گنبد باغ جعفررفتیم و خدا بیامرز حاج عباس قاسم استاد چینه گذاربود. آنروز صبح همه چیز آماده وکارگران گل ها را برای ساخت چینه مهیا کرده بودند ولی هرچه انتظار کشیدند از حاج عباس خبری نشد که نشد کارمعطل مانده بود وهمگی بیکار شده بودند .دیوار بلند بود و چینه به ردیف های بالائی رسیده بود ومن کوچکترین عضو گروه بودم "مرحوم رضای فلفلی "سرکارگرمان بود به من که نوجوانی دبیرستانی بودم گفت برو بالای دیوار و امروز تو دیوار را بکش. تا آمادم بگویم بلد هستم یانیستم خود را بالای دیواردیدم وازآن روز شدم استاد حسن ...
مرحومه سکینه غیاث
نام سکینه ها من را به یاد تنهائی ، بی کسی ، رنج ومشقت می اندازد . محله وردعلی ، درست درمقابل مسجدی به همین نام وبالای تپه ای از ریگ ، خانه ای مخروبه ، نیمی ریگ گرفته ونیمی خرابه ، صفه ای درمیان ودو اتاق دردو سوی آن ، دریک سو سکینه ای معروف به سکینه بیا وآن سوی سکینه ای منسوب به سکینه ممد غلوم ، اطلاع بیشتری از کنیه وشوهر وزندگی آنان ندارم درایام کودکی ونوجوانی وبیشتر درفصل تابستان که آن کوچه جولانگاه توت خوری بچه ها بود ارتباط ما با آن محله وبالتیع سکینه ها بیشتر بود
(بقابایی از منزل سکینه ها )
علی الظاهر سکینه ممد غلوم صاحب یک پسر ویک دختر بوده که هردو را درجوانی از دست داده بود . سکینه بیا را دو پسر بود یکی رمضان ودیگری غلامعلی ، رمضان درعزاباد به کارگری وکشاورزی اشتغال داشت که بعد از یک دوره بیماری به رحمت خدا رفت و غلامعلی درخیابان قیام فعلی وشاه سابق یزد به بقالی مشغول بود واکنون ایام بازنشستگی را می گذراند .
(کوچه باغ محله وردعلی )
دران محله سکینه دیگری هم بود که تا چند سال پبش یکه وتنها درکوچ باغ دوره افتاده که ما روزها نیز از رفتن به آنجا اکراه داشتیم به تنهائی سر می کرد ، سکینه معروف به "سکینه رضا" ، همسرش از ترکان مهاجر شاهسون بود که سالیان دورتر به رحمت خدا رفته بود وبه همین سبب اورا "سکینه غیاث "نیز می گفتند .سکینه نیز دارای دو پسر به نام های حسن وحسین بود که هردو به کسوت پلیس پیوسته بودند . حسین چندین سال قبل دنیارا بدرود گفت وحسن وتنها خواهرش از بازماندگان سکینه وغیاثند که دریزد روزگار می گذرانند .
(نمائی متفاوت از مسجد وردعلی )
ازنکات جالب چگونگی رحلت این مادر تنها وزحمت پیشه بود .سکینه که نه تلفنی داشت ونه کسی جویای احوالاتش می شد واگرروزها وهفته ها کسی نمی دیدش ، شاید کمترکسی فرصت می یافت تا پیگیر سلامتی اش شود .علی ایحال سکینه ای با این شرایط روزی از ایام برای دیدن تنها دخترش به یزد می رود از تاکسی پیدا می شود کرایه اش را می دهد وزنگ درخانه دختر را برای آخرین باربه صدا درمی آورد وهمان جا جان به جان آفرین تسلیم می کند .
(کوچه ای درمحله وردعلی )
بازمانده ی سکینه های آن محل سکینه زوجه رمضان است که میراث دار تنهائی سکینه است وهم اکنون یک وتنها درآن محله روزگارمی گذراند . که انشاءالله خداوند این مادرتنها را درپناه خداش حفظ نماید
یاد همه مادران به ویژه سکینه های محله ورد علی را گرامی می داریم وبرای شادی روحشان درشب جمعه ای که شب ولادت امام هشتم است فاتحه ای را نثار می کنیم وامبدواریم روح این مادران قرین آرامش باشد
همزمان
با 25 شوال سالروز شهادت مروج مذهب جعفری امام ج
عفر صادق علیه السلام ، عزابادی
های دوستدار اهل بیت عصمت وطهارت دررثای مولای خویش به سوگ نشستند
درمراسمی که به همین مناسبت با حضور جمع کثیری از شیعیان درمسجد سرحوض عزاباد برگزارشد حجه الاسلام حسینی کوهستانی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان یزد درسخنانی به ذکرمناقب وفضائل ششمین پیشوای شیعیان جهان پرداخت وبا اشاره به زیارت جامعه کبیره نقش ائمه را درهدایت رهبری وزعامت جامعه مسلمین برشمرد .
مرثیه سرائی ، مداحی ، اقامه نمازجماعت ظهر وعصرواطعام سوگواران از سفره امام صادق علیه السلام از دیگر برنامه های این مراسم بود
درحاشیه این مراسم که با حضور رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان برگزارشد حجه الاسلام موسوی از مشارکت خیر محترم حاج سید محمد باقر رکن الدینی درتامین هزینه طرح توسعه وتکمیل مسجد سرحوض عزاباد تجلیل کرد وگزارشی از اقدامات انجام شده برای ساخت مسجد ، سرویس های بهداشتی ، امکانات جانبی وتامین فرش وتجهیزات مورد نیاز ارائه کرد
سید علی موسوی از تداوم طرح توسعه این مسجد با احداث یک باب خانه عالم وساخت سالن دوم غذا خوری این مجموعه توسط خیر مذکور خبرداد واظهارامیدواری کرد این مجموعه دراینده ای نزدیک تکمیل وتجهیزشود .
.: Weblog Themes By Pichak :.


